براي حصول نتيجه بهتر وبلاگ را ابتدا از نوشته زیر عکس (درباره وبلاگ) و سپس از طریق آرشیو موضوعی با توجه به علاقه و یا اگه وقتشو دارید که همه وبلاگ رو بخونید از طریق آرشیو ماهانه یعنی از آبان ماه تا به امروز مطالعه فرمایید .توی قسمت پیوند های وبلاگ هم وبلاگ های مفید دیگه قرار داره.
|
سهم افراد كم توان ذهني از زندگي چيست؟ متأسفانه بايد بگويم در مورد يك مركز آموزشي متعلق به بچه هاي استثنايي و آن هم از نوع كم توان ذهني ممكن است برخي افراد با بدبيني دامنه دار خود چنين شرايطي را متوقع باشند. متن نامه زير نشان دهنده تلخي نگاه برخي از افراد جامعه و مسئولان به بچه هاي كم توان ذهني است. متن احضاريه از شهرداري منطقه2: برادر فضل الله زارع متصدي مركز توانبخشي عقب ماندگان ذهني واقع در بزرگراه اشرفي اصفهاني خيابان شهيد عرب حسيني خيابان شهيد حائري با ارسال يك برگ صورتجلسه مورخ 18/9/84 كميسيون تشخيص مزاحمت اين منطقه مبني بر انجام موارد ذكر شده در صورتجلسه (تمهيدات) به اين وسيله به شما اخطار مي گردد، ظرف مدت تعيين شده در صورتجلسه اقدام در غير اين صورت شهرداري در اجراي بند 20 ماده 55 قانون شهرداري ها نسبت به تعطيل محل مذكور اقدام خواهد نمود. محمودي- معاون امور شهري و فضاي سبز اما همان طور كه قبلا ذكر شد در مدتي كه ما براي تهيه گزارش و بازديد از مركز ساعتي را در آن محيط سپري كرديم، چيزي جز آرامش و مهرباني نگاه بچه ها نيافتيم و اصولا اگر خطري متوجه اهالي منطقه مي بود، ابتدا بايد زمينه آن خطرها را در ارتباط مربيان جوان و خانم با اين بچه ها مي ديديم. نكته قابل توجه ديگر در تنظيم متن اين نامه، استفاده از لفظ نامناسب عقب مانده ذهني به جاي اصطلاح كم توان ذهني است و اين خود نشان مي دهد كه افراد شاكي تا چه حد از حال و هواي اين بچه ها و ميزان توانايي هايشان دور هستند. در متن ديگري كه به ضميمه اين نامه آورده شده است، مي خوانيم: ذينفع در صورتي مي تواند به فعاليت خود ادامه دهد كه كليه موارد مشروحه ذيل را به طور كامل اجرا و رعايت نمايد. | ||
مورد مشکلات یکپارچگی حسی، قبل از گفتن علائم چند نکته بسیار مهم هست که باید بگویم:
1. توضیح دوست خوبم خانم دهقان در بخش نظرات بسیار بجا و دقیق بود. باید به این نکته توجه کرد که این علائم همیشه هم نشان دهنده ی مشکل در یکپارچگی حسی نیست. هر رفتاری ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد که با ارزیابی دقیق رفتارهای مختلف در کنار هم و دیدن اینکه هر رفتاری در چه موقعیت و شرایطی رخ می دهد می توان به علت پی برد. اصرار من بر اینکه پدر و مادر ها این علائم را بشناسند هم دقیقا به همین دلیل است چون با گزارش دقیق آنها از رفتار ارزیابی بهتر و سریعتر انجام می شود.
2. همیشه داشتن یک یا چند تا از این علائم به معنی اختلال نیست! بلکه این ها فقط نشان دهنده ی خصوصیت حسی کودک است و نیاز حسی او را نشان می دهد که گاهی به علت اینکه کودک راه مناسبی برای برطرف کردن این نیاز پیدا نکرده رفتاری که نشان می دهد رفتار مورد پسندی نیست و بیمارگونه است، یکی از اهداف اصلی ما در درمان نشان دادن راه های بهتری برای برطرف کردن این نیاز است تا کودک بتواند به روشی جامعه پسند به تعادل حسی برسد.
3. اما برخی از علائم به این معنی است که نیاز کودک به محرک بیش از حد زیاد یا بیش از حد کم است که باید تعدیل شود.
بنابراین اگر هر کدام از این علائم یا علائم مشابه این ها را در کودکتان می بینید حتما با یک درمانگر در مورد آن مشورت کنید، تشخیص به موقع در اکثر مواقع مانع از ایجاد مشکلات بعدی (مثل لجبازی، اعتماد به نفس پایین، مشکلات رفتاری و ....) می شود.
برخی از علائم مشکلات یکپارچگی حسی:
· نسبت به صداهای بلند یا ناگهانی (مثل صدای جاروبرقی یا سشوار) به صورت منفی عکس العمل نشان می دهد.
· گاهی وقتی او را صدا می کنید به نظر می رسد اصلا صدای شما را نشنیده و واکنشی نشان نمی دهد، در حالی که گاهی به صدایی خیلی آرام (مثل پچ پچ کردن) واکنش نشان می دهد.
· از ایجاد صداهای عجیب و ناآشنا لذت می برد.
· نورهای درخشانی که سایرین را آزار نمی دهد او را ناراحت می کند. (مثل نور خورشید که از پنجره به داخل اتاق می تابد) و برای محافظت از چشمانش، آنها را با دستانش می پوشاند.
· از تاریکی لذت می برد.
· از چرخیدن به دور خود یا دیدن اشیا در حال چرخش لذت می برد.
· مدام در حال دویدن، پریدن و چرخیدن است.
· از ارتفاع می ترسد.
· روی پنجه راه می رود.
· دستش را داخل دهان می برد و گاز می گیرد، یا دستانش را به هم می مالد یا به هر نحوی تحریک لمسی به دستش وارد می کند.
· نسبت به برخی پارچه ها حساس است و لباس های خاصی را نمی پوشد(مثلا لباس های تنگ یا پلاستیکی و ...)
· اگر کسی اعضای بدنش را لمس کند پرخاشگرانه عکس العمل نشان می دهد.
توی شرایط جدید کا رهای کارخونه به هم ریخته وقت نمیکنم به وبلاگ برسم خدا رو شکر دستم حسابی کج شده و از زحمات دوستان سو استفاده میکنم خیرش مال نویسنده اش هدف فقط کمکه از دستم دلخور نشید.تعريف لكنت
لكنت عارضه اي است كه معمولاً به اشتباه در ميان مردم به كليه اختلالات گفتاري اطلاق مي شود اما در واقع لکنت بصورت مكث هاي بيجا و بيش از حد ، كشيده گوئي صداها و كلمات ، تكرار صداها - كلمات و عبارت ، قفل شدگي يا گير در بيان يك صدا در گفتار فرد مبتلا ديده مي شود . مشاوره لكنت كودك1- 1- هنگام لكنت از كودك نخواهيد آرام تر حرف بزند ، یا نفس عميق بكشد ، دو مرتبه بگويد و يا با خشونت با او رفتار نكنيد. تفكرات منفي را نيز در مورد لكنت از خود دور كنيد . 2- 3- 2- بايد به سوالات متعدد و مكرر كودك با مهرباني پاسخ داد و هيچگاه نبايد او را به خاطر سوالات زيادش مورد سرزنش قرار داد. 4- 5- 3- وقتي كود ك با شما حرف مي زند با تمام دقت به حرفهايش گوش دهيد و طوري اين كار را بكنيد كه كودك بدون ترس ، همه حرفهايش را براي شما بزند . در هنگام حرف زذن كودك سعي كنيد هيچ نشاني از ناراحتي و اضطراب در وجود شما احساس نشود. 6- 7- 4- هيچگاه كودك را مجبور به صحبت كردن نكنيد . اين كار ترس كودك را هنگام حرف زدن بيشتر مي كند . 8- 9- 5- به كودك اجازه دهيد حرف هايش را به طور كامل بزند و اگر وقفه اي در گفتارش به وجود آمد ( لكنت كرد ) در گفتن به او كمك نكنيد . 1 1 ۶-برايش با صداي بلند داستان بگوئيد ( يا بخوانيد ) و بعد از او بخواهيد كه داستان را براي شما تعريف كند . البته از گفتن داستان هاي مهيج و ترسناكً خودداري كنيد . 1 1۷ 7- سعي كنيد براي مشكلات تغذيه به او فشار نياوريد : اولاً غذاي مورد علاقه اش را تهيه كنيد تا خود كودك با ميل غذا بخورد . وقتي چيز هاي مورد علاقه اش ( مثل بستني ) را مي خورد به او مهربانانه آموزش صحيح غذا خوردن را آموزش دهيد . 1 1 ۸- از او انتظار فراتر از توانش نداشته باشيد . اگر كودك زياد اجتماعي نيست و حتي گاهي سلام هم نمي دهد به او فشار نياوريد و با ملايمت به مرور زمان به او اينها را آموزش دهيد . 1 ۹- هر نوع اصلاح و بهبودي در رفتارش را تشويق كنيد .
1 ۱۰- محيط اطرافش شامل اعضاي خانواده ، اقوام ، همسايگان ، مدرسه يا مهد را بصورتي تغيير دهيد كه كودك در حرف زدن و ابراز وجود و نيز برقراري ارتباط با ديگران دچار مشكل احساس نكند . بعنوان مثال در خانه بايد از تمسخر او توسط افراد خانواده بخصوص فرزندان ديگر جلو گيري كرد . 2 ۱1- در مقابل پرخاشگري او ، با او تندي نكنيد كه احساس كند بچه بدي است . مي توانيد در مورد رفتارش با او صحبت كنيد و راههاي صحيح را براي نشان دادن خواسته هايش به او آموزش دهيد . 2 2 ۱۲- در هنگام نقل مكان يا هر نوع تغيير در زندگي ( مثل مدرسه رفتن ) سعي كنيد با محبت و توجه زياد به كودك ، جلوي افزايش لكنت او گرفته شود . 2 13- به كودك مسئو ليتهاي در حد توانش بدهيد و اگر انجام داد بسيار تشويقش كنيد . 26 27 14- با مهم نشان دادن توانائي ها و بي اهميت دانستن ناتوانائي هايش ، نارواني او را كاهش دهيد . اين كار باعث ايجاد اعتماد به نفس در او ميشود . 28 29 15-اوايل شب و قبل از خواب براي او كتابي بخوانيد يا داستاني تعريف كنيد . زمان خوابش را با جديت و اجتناب از فعاليتهاي نا مربوط قبل از خواب كنترل كنيد . محيط آرامي براي خوابش انتخاب كرده و قبل از خواب چند دقيقه او را در آغوش بگيريد . 16- در جلوي كودك از بكار بردن كلمه لكنت جدداً خودداري نمائيد . حتي در ديگر صحبتهاي خود نيز سعي كنيد به جاي كلمه لكنت از نارواني استفاده كنيد . 32 17- اگر مشكل توالت رفتن دارد سعي كنيد بدون اينكه كاري كنيد كه باعث رنجش او شود و فكر كند كه به او كم علاقه شده ايد ، او را با تميز كردن محل و لباسهايش وادار كنيد . (تهیه کننده کارشناس گفتاردرمانی: جعفر قادری واحد) | ||
درک میکنم چی میگی خیلی بیشتر از اینکه فکر کنی درک میکنم .. خیلی خیلی بیشتر از اون که بفهمی نه اینکه فکرکنی بچه معلول دارم نه ...سالها پیش توی محله ما ( من توی محله سرچال توی خیابان سیروس تهران بدنیا اومدم محله قدیمی تهران میدونی یک زمانی توی محله ما فاطمه خانمی زندگی میکرد که یه بچه داشت اسمش عارف بود ..فلج بود توی محله چهار دسته و پا راه میرفت همین الان که دارم این کامنت رو مینویسم داره اشکم در میاد من سنی نداشتم ولی تو همون سن یک چیزی برای ابد برای ابد برای ابد توی ذهنم حک شد ...ببین خوب توجه کن ...من سن و سالی نداشتم یه الف بچه بودم ولی توی همون عوالم بچگی همیشه به این فکر میکردم به غم وحشتناکی که توی چشماش بود ...میدونی هربار که عارف رو توی محل میدیدم هربار که یاد غم توی چشمای فاطمه خانم میافتم بیشتر از مرگ مادرم گریه ام میره ... میدونی یه جور استیصال توی چشماش بود ... میدونی اولین بار یه بار که مست بودم یاد اون صحنه افتادم بعد گریه ام گرفت ...میدونی هزاران کیلومتر اون ور دنیا یاد عارف و فاطمه خانم افتاد و گریه ام گرفت ...خلاصه یک روز از مدرسه برگشتم ..دیدم عارف مرده ...نمیدونم فاطمه خانم بعد از عارف شاید خیلی اوضاعش بهتر شد ...نمیدونم ولی خوب مطمئنن شادتر بود ...در این شک ندارم ولی زمانی که عارف زنده بود ...یک غم لعنتی ...بدترین غمی که حدود بیست یک سال توی ذهنم مونده توی چشماش بود ...خیلی سخت بود ...خیلی ...
حتما با خاله قهر کرده
.هرچی من بیشتر دوسش دارم اون کمتر سراغ من میاد.
سخته که بخوای برای کسی توضیح بدی که بابا به خدا من با همه وجودم این بچه رو دوست دارم.. به خدا من با همه وجودم عاشقشم.. سخته که بخوای کسی رو متقاعد کنی که به خدا من نمیخوام اون نباشه تا من راحتتر زندگی کنم.. به خدا من نمیگم تا اون نبود زندگیم سراسر عشق بود... خیلی خیلی سخته
روز مادر مبارک یه مطلبی توی وبلاگ اریک دیدم که دلم گرفت و اشکم رو در آورد من هم خرم ها عین دختر بچه های چهار ده ساله زرتی می زنم زیر گریه نوشتم که :
لذت یک لحظه مادر داشتن اسم یه شعره که یادم نمیاد کی گفته ولی نوشته تو منو یادش انداخت یه جایی پسره فکر میکنه اگه بهشت خوبه ... آره نمیدونم چرا همه دوست داریم بریم بهشت ولی هیچکدوم دوست نداریم بمیریم خنده داره . اریک مادر بودن یه فلسفه است یه مرامه یه دینه مادر بودن ارزشمنده چون مادر بودن خیلی خیلی خیلی نزدیکه به آدم بودن ولی اریک مادر یه بچه معلول بودن از آدم بودن هم فراتره وقتی می بینی بچه هایی رو که میدوند میپرند و شادی میکنند جگرت برای خودت کباب میشه که بچه ات یه گوشه ای افتاده وقتی نمیبینه وقتی نمیشنوه وقتی بهت نمیگه مامان و همه چیز رو با چشماش حالیت میکنه وقتی مثل خواهر زاده های تو عقلش نمیرسه که همه شکولاتش رو به رفیقش تعارف نکنه چون حتما خودش بی نصیب میمونه و دوباره بیاد بگه بابا مینا گشنه است یکی دیگه میخواد چون همه شکولات منو خورد وقتی که خوت یه دل سیر باباش حرف نزدی از خوت و خودش و همه حرفت شده بنیامین و قتی بابا می گه کمی هم به خوت برس شاد باش و بغض گلوش رو میگه آخه چند سالیه که ادای شاد بودن رو ...bye

بسمه تعالی
طرح توان بخشی حرکتی افراد سندرم داون13-9 ساله در کلینیک توان بخشی بهار (واقع درخیابان ولی عصر-ضلع جنوبی میدان ولی عصر) درحال اجرامیباشد.لذا والدین دارای فرزندسندرم داون13-9ساله میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشترتاتاریخ
۲۷/۳/۸۷باشماره تلفن 88943355 (سرکارخانم محبی) تماس حاصل فرمایند.
چند وقت پيش سمانه از دوستهايي كه زياد به وبلاگ سر ميزنه سوالي كرده بود كه جواب من شايد باعث دلخوريش شد ولي حالا ميخوام چيزي تعريف كنم كه بهتر متوجه قضيه بشيم .
يه باغبوني بود توي شهر ما كه چند تا پسر جوونمرد داشت تا اينكه خدا بهش يه فرشته هم داد كه امتحانش كنه محمود فرشته دان قصه ما عزيز دردونه بابا بود و بابا در زمان حياتش نصف مزرعه و باغ كه سرمايه كلاني بود به نام محمود كرد و به هركدوم از جوونمرد ها هم سهمي داد تا اينكه خداي مهربون كه ديد باغبون از عهده امتحانش خوب بر اومد بردش پيش خودش كه باغبون يكي از باغهاي خدا بشه و حالا محمود دلش ميسوزه براي داداشهاي جوونمردش كه گلوله هاي آتش مال يتيم رو ميخورند و بهش اعتنايي نميكنند و محمود توي كوچه ها شده مايه تفريح احمقها و برادهاي دكتر و مهندسش مثل خوك افتادند به لجن خوري ولي محمود كماكان دوستشون داره و براشون مي ميره آخه نمي فهمه محمود عقب مونده است و نمي دونه چجوري بايد از حقش دفاع كنه ولي نه ! بهتره اينجوري ديد : محمود بزرگوارتر از اين حرفهاست كه مانع برگذاري جلسه امتحان الهي بشه تازه داره با تقديم عشق به اونها تقلب هم ميرسونه ولي اين احمقهايي كه من ميبينم عقب افتاده تر ازاين حرفها هستند كه بتونند متوجه تقلب بشن آخه توي درسهاي پايه آدميت تجديد شدند و اين مايه سر افكندگي محموده . . . آره سمانه اگه شما هم ببينيشون هيچ وقت نميتوني تصور کنی که در پس اين چهره خير خواه و با ادب و احترام چنين .... خوابيده باشه ! مسجدشون به جا روضه و ... همه اش بجا هركي بشنوه ميگه بابا مگه ممكنه ؟ اينها آدمهاي مومن و مسلموني هستند استغفر الله ...
به قول قدیمی ها بوته آزمايش بايد تا كه مس ز زر تميز گردد .
سیزدهمین کنگره علمی کاردرمانی در روز های سه شنبه هفتم و چهارشنبه هشتم خردادماه امسال ، در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی برگزار خواهد شد .
دبیران اجرایی این کنگره ، سرکار خانم هانیه ملاک و جناب آقای دکتر مهدی علیزاده هستند که از نزدیک شاهد تلاش و تکاپوی ایشان در جهت هر چه بهتربرگزار شدن این کنگره هستم .
شاید بتوان گفت کنگره کاردرمانی که تقریبا سالانه برگزار میشود جزء معدود گردهمایی های سازمان یافته ی جامعه ی کاردرمانی می باشد و خیل عظیمی از کاردرمانگرهای سالیان دور و نزدیک در این دو روز با یکدیگر زیر یک سقف و در یک سالن به مرور مقالات علمی و پژوهشی می پردازند و روابط کاری خود را تجدید و سازماندهی می کنند .
در تلاشم که بتوانم هر روز اخبار جدیدی از کنگره کاردرمانی را به نظرتان برسانم .
در این خصوص تصمیم گرفتم برای این پست ، لیست کارگاههای آموزشی ای که قرار است در این دو روز برگزار شود را در اختیارتان قرار می دهم . ( پیشاپیش از سرکار خانم ملاک بابت دراختیار قراردادن این لیست و برنامه سپاسگزاری می کنم )
سه شنبه هفتم خردادماه
تکنیک های متحرک سازی مقاصل ( اندام فوقانی ) مدرسین سرکارخانم نوشا افشین جاه ( کارشناس ارشد کاردرمانی جسمی ) و خانم لیلا انگوتی ( کارشناس کاردرمانی
تصویر برداری مغز در کاردرمانی مدرس : آقای دکتر شهرام ابوطالبی ( متخصص مغز و اعصاب )
کاربرد علوم اعصاب در کاردرمانی مدرسین : آقای دکتر ابراهیم پیشیاره ( متخصص علوم اعصاب شناختی ) ، آقای دکتر مهدی علیزاده زارعی ( متخصص علوم اعصاب شناختی )
بازی های اریک برن و کاربرد آنها در کلینیک های کاردرمانی مدرس : آقای پارسا هوش ور ( کارشناس ارشد کاردرمانی روان )
چهارشنبه هشتم خردادماه
توانبخشی شناختی : اصول ، کاربرد و درمان سرکار خانم نرگس شفارودی ( کارشناس ارشد کاردرمانی روان ) خانم خلف بیگی ( کارشناس ارشد کاردرمانی روان )
بررسی Gait در کودکان فلج مغزی سرکار خانم لیلا دهقان ( کارشناس ارشد کاردرمانی جسمی )
Falls سرکار خانم دکتر افسون حسنی مهربان ( دکترای کاردرمانی )
رولر ها (Roller) در کاردرمانی بخصوص کاردرمانی کودکان استفاده های بسیار مفیدی دارد و بسیاری از اهداف درمانی کاردرمانی در کودکان مبتلا به فلج مغزی و دیگر اختلالات یا تاخیر حرکتی و تعادلی با استفاده از رولر ها دست یافتنی است.

تمرینات مختلف که با رولر ها می توان انجام داد به سادگی توسط خانواده ها آموخته می شود و در صد اشتباه در آن و ضرر ناشی از انجام تمرینات غلط در آن خیلی کم است.
تهیه رولر ها از طریق شرکت های تجهیزات توانبخشی ممکن است ولی در صورتی که خانواده ها بخواهند خودشان و یا حتی تشک دوزی های محل زندگی اشان آن را بدوزند هزینه تمام شده برای آنها از نصف نیز کمتر خواهد شد.
رولر ها تقریبا" در همه ئ کلینیک ها و مراکز توانبخشی و کاردرمانی وجود دارد و الگو برداری از این وسایل برای فراهم نمودنشان مطابق با سن و هیکل کودک بسیار آسان است.
تفاوت اصلی رولر ها در قطر آنها و سپس در طول و قابلیت ارتجاعی آنهاست.
در کاردرمانی برای دست یابی به اهداف ذیل از رولر ها استفاده می شود:
-تقویت واکنشهای تعادلی و وستیبولار
-تقویت واکنشهای حفاظتی
-کم کردن تدریجی ترس بیش از حد نسبت به وضعیت های تعادلی مختلف که یکی از موانع بسیار مهم در راه رسیدن به مراحل بالاتر رشد روانی- حرکتی کودکان فلج مغزی است.
-تقویت عضلات خلف و قدام تنه و کمربند لگنی
- کشش عضلانی بخصوص در عضلات خم کننده (Flexor)
-آرامش بخشی (Relaxation)
و اهداف دیگری که ممکن است ازقلم افتاده باشد.




تصاویر
مهارتهای حرکتی کودکان سندرم داون
نوع خاصی از عشق
سندرم دان - منصور مرزبان
کلیدهای تربیت کودک مبتلا به سندرم دان- مارلین تارگ بریل
کودکان استثنایی مقدمه ای بر آموزشهای ویژه - دانیل .پی هالان
شناخت ویژگی های کودکان و برخورد مناسب با آنها (خلاقیت) گریوز-گارگیلو
سی درس برایلکنت زبان - اسلادر
الفبای پدری و مادری - اعظم فصاحت
روش تهیه آزمون هوش - افروز
اختلال زبان و گفتار در کودکان - آیزنسون
ماساژ کودک -آلان هیس ونیکی بین بریج
روش تهیه آزمون هوش - غلامعلی افروز
روانشناسی کودک - دورتی راجرز
کودکان عقب مانده ذهنی- مرتضی استاد شریف معمار
امداد معلولین - دیوید ورنر
روانشناسی احساس و ادراک - مهدی محی الدین بناب
روانشناسی یادگیری- جیمز دیزو
دیدگاه پیاژه در گستره تحول روانی - دکتر دادستان
فعالیتهای مربوط به یکپارچگی حسی - حرکتی ترجمه مهناز راغ فر
بازی درمانی حمیرا قزوینی نژاد
لذت یادگیری- غلامرضا حسین نژاد
راهنمای آموزش گام به گام نوزادان و کودکان عقب مانده ذهنی- ویگی جانسون
هنر برای کودکان عقب مانده ذهنی آموزش نقاشی - علیرضا بلوطی
پرستاری بیماری های قلب و عروق کودکان - لوسیل اس ویلی
زندگی با معلولیت جسمی- جیل کرمنژ
روانشناسی تجربی کاربردی- حمزه گنجی
روز هشتمي دلش شكلات ميخاد تا تلخي آدما رو با طعم شيرين شكولات عوض كنه؛ تا از دست همهي اين آدما راحت شه
روز هشتميِ من، روز هشتمِ من...
همه فكر ميكنن روز هشتمي هيچي نميفهمه اما روز هشتمي داره گريه ميكنه؛ پس ميفهمه چون فكر نميكنه و گريه ميكنه چون ميفهمه و ايكاش گريه نميكرد پس نميفهميد... پس ميفهمه و رنج ميكشه....
روز هشتم روز تولد عاطفه، مهر، بي غل و غشي، گريه، شكولات... بي تكبر، بي درد و بي رنج ...
روز هشتميِ من، بار هستي رو دوششه بدون اينكه اونو حس كنه اما براش گريه ميكنه؛ چون اونو ميفهمه...
نخنديد تو رو خدا، تو رو به هركي دوست داريد بهش نخندين به گريه هاش به خندههاش به حرفا و حماقت و فهمِ مقدسش؛ روز هشتمي زندست، روز هشتمي...انسان روز هشتمي موجوده، نفس مسكشه...
روز هشتميِ من... اينجا چقدر تاريكه و چقدر حشره اينجاست بدنم، بدنت، روحم، روحت، پره از نيش اين حشراته؛ حشراتي كه روز هشتمي رو نميفهمن...
فرهاد: "...جماعت من ديگه حوصله ندارم..."
گوژپشت نوتردام، جان كافي، جورج(؛ روز هشتمي من)...