تبليغاتX
سلام زندگی پسر من هم سندرم داون داره

سلام زندگی پسر من هم سندرم داون داره

زندگی نامه و اطلاعات عمومی در مورد سندرم داون

بدون شرح پر درد

شنبه سيزدهم آبان ماه ساعت ۱۷ و ۲۰ دقيقه تلفن گروه جويندگان عاطفه به صدا درمى آيد. زنى بى تاب از آن سوى تلفن مى گويد: من مرجان هستم، مادر آريا. شما را به خدا ديگر ننويسيد. نمى توانم نوشته هايتان را بخوانم.
زن ساعت ۱۰ صبح ديروز در حالى كه حاضر نشده هيچ نشانى و تلفنى از خود به ما بدهد، خودش به دفتر روزنامه مى آيد و با حالى زار پاى به تحريريه مى گذارد. چهره اش پر از بهت و حيرت است. اشك ها مجال هرگونه حرف زدن را از او گرفته اند. شناسنامه اش را درمى آورد تا باورش كنيم كه مادر آريا است. شناسنامه آريا نيز پيش رويمان است و زن از مشكلاتش مى گويد: وقتى آريا را باردار بودم، حس مبهمى به من مى گفت كه بچه ام سالم نيست.
به هر پزشكى مراجعه كردم و در اين مورد صحبت كردم به من خنديدند و حاضر نشدند هيچ آزمايشى در اين زمينه انجام دهند. وقتى بچه ام به دنيا آمد، متوجه شدم دچار سندرم داون است. دچار افسردگى شدم و شوهرم كه از دست من خسته شده بود، توان تحمل اين شرايط را نداشت. با هزار سختى توانستم بر خودم و احساس شكست خورده ام غالب شوم.
نمى توانستم ببينم كودكم مشكل دارد. براى همين بود كه شروع به تلاش كردم، بايد كارى مى كردم. چند آزمايش دادم، پزشكان گفتند با كاردرمانى، گفتاردرمانى، فيزيوتراپى و تقويت غذايى و دارويى مى شود وضعيت قابل قبولى براى او ايجاد كرد.
از اين موضوع خوشحال شدم و توان ديگرى در وجودم ايجاد شد. مى توانستم شاهد رشد «آريا» باشم و كمكش كنم كه به زندگى برگردد. هر روز از صبح با او حرف مى زدم، مى ديدم كه بچه ام ياد مى گيرد و مى فهمد.
شوهرم بيكار بود و امكان تأمين هزينه هاى كاردرمانى و گفتاردرمانى را نداشت. دلم به حال آريا مى سوخت. با هزار شوق و ذوق صبح ها بيدار مى شدم، صبحانه اش را مى دادم و آماده مى شدم تا او را ببرم، ولى وقتى شوهرم مى گفت پول ندارم، اعصابم به هم مى ريخت و با او دعوا و مشاجره مى كردم.
وى در حالى كه گريه مى كرد، گفت: چند ماهى بود كه به فكرم رسيده بود بچه را سر راه بگذارم، فكر مى كردم حالا كه من نمى توانم به او كمك كنم، حالا كه من نمى توانم باعث پيشرفتش شوم و آينده خوبى را برايش ايجاد كنم، شايد بتواند در بهزيستى درمان شود.
شروع به تحقيق كردم و متوجه شدم كه در بهزيستى با اين بچه ها خوب رفتار مى كنند و از امكانات خوبى برخوردار مى شود. شخصى به من گفته بود مى توانى بفهمى در كدام مركز از او نگهدارى مى شود و به صورت افتخارى هفته اى يك بار به آنجا بروى و در ضمن ارائه خدمت رايگان، به صورت ناشناس بچه ات را هم ببينى.
وقتى كنار لب بچه ام زخم شد و دكتر گفت كه به علت تغذيه بد و كمبود ويتامين به اين صورت درآمده است، دلم يك بار ديگر لرزيد. دكتر به من گفت اگر تغذيه اش خوب نشود، اگر نتواند تا چند ماه ديگر راه برود، ديگر هيچ وقت نمى تواند راه برود.
شب و روزم يكى شده بود. آريا را از صميم قلب دوست داشتم. من عاشق او بودم. حتى از بچه هاى ديگرم دوست داشتنى تر بود. بيمارى اش مهم نبود، ولى درمانش برايم اهميت داشت. دلم مى خواست حتى اگر نمى تواند حرف بزند، ولى راه برود. اين بود كه تسليم شدم. قبل از آن از خيلى جاها كمك خواستم، ولى باور كنيد كه به من كمك نشد.
آن شب تا صبح حال بدى داشتم. تمام چيزهايى را كه دوست داشت، خريده بودم. اسباب بازى هايى را كه مورد علاقه اش بود، جمع كردم و لباس هايش را شستم و اتو كردم. همه را پيچيدم و صبح زود بود كه با پدرش و آريا كه خواب بود، بيرون زدم. در نامه اى نوشتم كه بچه ام بچه خوبى است. مى خواستم كسى كه او را پيدا مى كند، بداند با يك بچه مهربان و بى آزار روبروست. وقتى كالسكه را گذاشتم، نتوانستم منتظر بمانم و بردنش را توسط ديگران تماشا كنم. ديوانه وار گريه مى كردم و مى رفتم. يك ساعت بعد شوهرم به خانه آمد، او هم حال و روز مرا داشت. گفتم پليس آريا را برد.
از آن روز ديگر هوش و حواسى براى من نمانده بود. گريه مى كردم، روز بعد خبر را در روزنامه ايران خواندم. خوشحال بودم كه بچه ام در بهزيستى است، ولى نمى توانستم تحمل كنم. باور كنيد در اين چند روز يك شب خواب به چشمان من نرفته است.
برادرانش سراغ او را مى گيرند، خانه مان بدون وجود «آريا» بى رنگ است، حالا مى فهمم كه بدون آريا چقدر تنها هستم. او مى گويد: دلم نيامد اسمش را در نامه چيز ديگرى بنويسم، چون بچه ام اسم خودش را مى داند و اگر من مى خواستم براى رد گم كردن اسم ديگرى براى او بنويسم يا بى اسم رهايش كنم، بچه ام سردرگم مى شد. اين زن به همراه خبرنگار گروه جويندگان عاطفه براى گرفتن
دستور تحويل بچه به دادسراى ناحيه ۱۰ رفت. هادى - داديار شعبه دوم اين دادسرا - پس از بررسى مدارك مربوطه از اين زن خواست كه به هيچ وجه و تحت هر شرايط، هر چقدر هم سخت، فرزندش را ترك نكند و گفت: هر كسى كه اقدام به رها كردن بچه اش بكند، مرتكب جرم شده است.
>
در شيرخوارگاه آمنه چه گذشت؟
زن در برابر مددكاران و رئيس شيرخوارگاه ايستاده است و از مشكلاتش مى گويد. تمام هوش و حواس زن به اين است كه هرچه سريعتر پسرش را به او بازگردانند. آريا در خواب خوش پس از ناهار شايد خواب مادرش را مى بيند.
اينجا در شيرخوارگاه آمنه شور و شوق ديگرى برپا شده است. اينجا همه عاشق آريا، كودك آرام و بى آزارى هست كه در طول اين شش روز جدايى از مادر با زبان بى زبانى مادرش را صدا مى كرد. همه در اين چند روز روزنامه ايران را خوانده اند و اين لحظه توصيف نشدنى را آرزو كرده اند و حالا زمان برآورده شدن آرزوهاست. زن هر از گاهى گريه مى كند، هر از گاهى دستانش را درهم فرو مى برد و مى خواهد بر لرزش آنها غلبه كند.
زنى كه مراجعه كرده بى خبر از آنچه كه مى خواهد بگذرد، رو به مرجان مى گويد: چند ماه است كه براى گرفتن بچه تلاش كردى؟ خوش به حال تو كه موفق شدى كودكى را به فرزندى بگيرى. اشك هاى مرجان به جاى هر واژه اى از نهايت دردى كه سينه اش را مى فشارد، به خوبى صحبت مى كنند. مى گويد: آريا مرا مى شناسد، فقط خدا كند كه با من قهر نكند.
آريا در آغوش يكى از مددكاران از راه مى رسد. آريا تازه از خواب بيدار شده آمده كه واقعيت را ببيند. زن جلوى پله ها بى تاب مى ايستد. انگار در يك لحظه همه چيز متوقف مى شود. آريا چشم به مادر مى دوزد و بعد خودش را در آغوش او مى اندازد. پسرك با قهر سر بر شانه مادر مى گذارد و مرجان با گريه او را نوازش مى كند.
-
آريا با من قهر نكن.
صداى گريه هاى بلند و خفه تمام آنانى كه آمده اند شاهد اين لحظه باشكوه باشند، لحظه اى قطع نمى شود. پسرك پس از لحظاتى سر از شانه مادر برمى دارد و آشتى مى كند.
-
چقدر لاغر شدى؟ چرا صورتت را پشه ها خورده اند، داداش منتظر توست، دوستت دارم. مامان رو نگاه كن، قربون موهاى قشنگ و چشمان خوشگلت...
< < <
پسرك در تمام طول راه به تلافى اين چند روز غيبت براى مادرش مى رقصد و عروسكى را كه خليل زاده - سرپرست شيرخوارگاه آمنه - به او هديه كرده است، محكم در آغوش مى گيرد.
زن مى رود و من فكر مى كنم كه اگر نباشند اين مردم دلسوز، اگر نباشد اين همدردى ها و دوست داشتن ها، «آريا» باز هم تنها خواهد شد.
اگر تمايل داريد هديه اى براى آريا و درمان او داشته باشيد با تلفن ۸۸۷۶۱۶۲۱ - بخش جويندگان عاطفه تماس حاصل نماييد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

درد دل من از زبان مهدی

سلام
غم بزرگی دارم . . .
میشنویم که روز به روز برای کلماتی که تلفظ به زبان اصلیشان تبادل فرهنگی است نه تهاجم فرهنگی عبارات نیمه مسخره ای مثل چرخبال و ژیامک و غیره ساخته میشود. . .
کمی اگر بیندیشیم . . .
نمی دانم واژه منگل از کجا ریشه گرفته ولی متاسفانه
میدانم که در افواه نافهم اکثریتی از آن برای بیان تحقیر و یا حتی فحش استفاده میشود.
یک سوال:
آیا ما نمی توانیم با استفاده از امکانات انجمن سندرم دان بیاییم همه خانواده ها نهضتی بپا کنیم و نامی را خودمان انتخاب کنیم تا این بچه ها را به نامی بنامیم که همه بدانند برای چه باید به این نام آنها را بنامند؟
آیا اصلا این انجمن برای این بچه ها و آینده شان چه کاری میکند؟
چرا جمع نمیشویم وکاری نمی کنیم؟

این مطلب رو مهدی عزیز توی قسمت نظرات نوشته بودند اول اینو بگم که کلمه مونگول به خاطر شباهت اين بچه ها به مردمان آسياي شرقي و موغولها گذاشته شده و توي كشور هاي ديگه فحش محسوب نميشه مگه توي ايران مترقي ما! خودم هم جايي از زبان پزشكي شنيدم كه( مگه تو مونگولي ) گفتم اگه منظورت از مونگول احمقه كه الحق خيلي احمقي كه بعد از سالها كاه خوردن(بلانصبت پزشكان و حكماي فهيم) اسم يك عارضه رو به عنوان يك فحش استفاده ميكني تازماني كه احمقهايي مثل تو هم جراح ميشن جامعه درماني توي ايران براي اين بچه ها معني نداره .  تصور كن مادري به نيت مبارزه و سنت شكني دست دختر مونگولش رو ميگيره و با افتخار توي توي پارك قدم مي زنند و مثل همه از اوقاتشون لذت مي برند تا اينكه يكي از زير بته علم ميشه و ميگه اه ه ه ه اينوووو مونگوله ها اون وقته كه همه دنيا تو سرش خراب ميشه و باز بايد بره و كنج خونه كز كنه و دخترش رو از نعمت جامعه درماني محروم كنه خنده داره نه جامعه اي اينچنين بيمار خود نياز مند تر است به درمان تا كودكي ، مردي ، زني كه به جرم ظاهر معصوم و مهربانشون بايد انگشت نما بشند و ....
باري جامعه در ماني هم مثل همه اون واژه هاي وارداتي فقط قشر واژه اش را وارد كرده ايم و از عمق معني مثل هميشه بي خبريم كودكي چند معلوليتي را در نظر بگيريد كه از هوش سرشار برخوردار است و ممكن است فقط دست يا پايي كم توان داشته باشد پس از سالها زمينگيري به كوشش و سعي والدينش جسته و قدم برميدارد چه باشكوه است اين لحظه و چه افتخاري دارد اين مادر بر آن تلاش و  آه پدر...كه آرزو داشته با فرزندش شانه به شانه بدوند كوه بروند زندگي كنند .... حالا اين وسط جوانكي ژيگول،بنگي و فاسد از كنارشان رد مي شود و اداي بچه را براي دوستانش در مي آورد كه ببينيد مثل فلان دي جي ... است و دستانش را به علامت رقص رپي مي گرداند . تصور كنيد احوال اون پدر و مادر رو ... . البته اگر من جاي ايشان بودم همانجا دست شكر  بلند مي كردم كه خدايا شكرت كه بچه من اين رفتار رو نخواهد داشت كه تا ابد نفرين بنده اي پشت سر پدر و مادرش باشه .
مي بخور منبر بسوزان    مردم آزاري مكن

 ولش كن باز سرم گيج رفت همين الان باباي امير يوسف يكي ديگه از داداشهاي بنيامين زنگ زد جالبه نه يوسف برادر بنيامين، باباش گفت بيمارستان رجايي عملش كردند و 47 روز طول كشيد تا ترخيص بشه خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه يوسف رو دوباره به ما داد . به مولا يك تار موي همين يوسف كوچولو مي ارزه به هزار تا جوون رعناي بنگي فاسد با ريخت و قيافه هاي عجيب و غريبشون كه با نهايت وقاهت سر زير برف كرده و به بنيامين هاي ما مي خندند . اگه ميبينيد گير دادم به اين جوونا براي اينه كه  مي ترسم  فرداي ديگه خدا يك فرشته اي رو مهمون خونه شون بكنه  و  خودتون بقيه اش رو حدث بزنيد كه چه بلايي به سر اون بچه مياد .
در مورد كانون هم نميتونم نظري بدم چون كه ممكنه نظر شخصي و حب و بغض رو دخيل كنم آخه يك برخوردي شد و ... شايد تقصير من بود آره حتما تقصير من بود . كانون لازم نيست اسمي براي بچه هاي دان انتخواب كنه
بهترين نام براي خطاب من، نام زيباي خودم است .
به اميد سلامت و بهروزي براي امير يوسف گل

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

به چشمان آسمانی معصومان سندرم دانی همیشه نگاه کنید تا نور بگیرید.

وجودم را دردی است که اثرش هر صبح از افق نوازشم میکند و هر غروب مرا با خود به زیر میکشد. نمیفهمم برای چه هستی ام هست شده و چرا نیست خواهد شد و نمی دانم او که مرا اینگونه خواست کیست یا چیست و حتی چه نام دارد. ولی وجودم تنها رعشه ایست که برای آرامش قرب انسانیت می خواهد قرب آنچیزی که انگار اثرش را تنها میتوان در چشمانی جستجو کرد که وقتی به رویت گشاده میشوند عکس ماوایت را میبینی و وقتی از رویت گرفته میشوند تو یکپارچه میشوی غم غربت.
به چشمان آسمانی معصومان سندرم دانی همیشه نگاه کنید تا نور بگیرید.
این مطلب رو توی نظراتت پیدا کردم و بارها از والدین بچه های دان شنیدم بقول مادر مریم که همیشه میگه وقتی گره ای توی کارم میافته تو روی مریم نگاه میکنم . چیزی هم که من خودم احساساس کردم اینه که بنیامین آدمها رو خیلی عمیق نگاه میکنه و با اونی که حتی ماهها نبینه ولی اون طرف از ته دل دوستش داشته باشه از ته دل میخنده کسی رو میشناسم که اون اوائل تولد بنیامین بهم گفت تا مهرش به دلت نیافتاده .... با اینکه خیلی دوستش دارم ولی این حرفش برام خیلی گرون تموم شدبا اینکه حالا اون بنیامین رو خیلی دوست داره و بهش محبت میکنه و لی بنیامین ازش خوشش نمیاد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

اگه نینی شما هم کم خوابه ممکنه به درد بخوره

تيروكسين از غده تيروئيد گربه گرفته مي شود. این دارو که توی داروخونه ها به اسم لوو تیروکسین میشه تهیه اش کرد به درد بچه های با کم کاری تیروئید میخوره .و اما در مورد بیخوابی : برو به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

مولد امواج مغزي

اين نرم افزار به ادعاي سازنده اش محرك مغزه. http://www.bwgen.com/download.htm اين آدرس مسير دانلودشه به درد خيلي چيز ها ميخوره . اين هم صفحه اول سايت . ما كه به هر دري چنگ ميزنيم شايد به درد فرشته ها هم بخوره .

Want to relax? Meditate? Learn faster? Focus attention? Increase your awareness? Try self-hypnosis?
Just put on the earphones and let BrainWave Generator take you to the state of mind you want.

The sound and visual stimulation functions of BrainWave Generator help you

  • prepare for stressful situations or challenging tasks
  • improve learning results
  • alleviate sleeping problems and headaches
  • ...and much more!

BrainWave Generator generates binaural beats that change your brain frequency towards the desired state, be it relaxation or enhanced attention.

In addition to using the more than 20 built-in brain wave entrainment programs, you can create your own programs (presets).

Getting rid of bad habits by meditation

Meditation and relaxation capabilities of BrainWave Generator may help to get rid of some bad habits:

  • Quit smoking
  • Quit drinking
  • Lose weight

This is because habits such as smoking and excessive drinking or eating are often unconscious ways to control one's feelings and moods, for example, to alleviate anxiety. This is especially true in the case of drinking, as alcohol changes one's state of mind quite noticeably and can create an illusion of relaxation.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

هدیه دریا...

 

خداييش هديه دريا نيست بني ما كه راست راستي هديه درياست چون مامانش هم بچه شماله و دل دريايي داره من تو خونه ام دو تا هديه دريا دارم سپيده و بنيامين  اين زيريه رو ببين چه جايي خوش كرده پدر صلواتي داره كيف ميكنه نه ؟ خوش به حالش (آي اوزومي او ازديرن گونلريم آغاج مينيپ آت گزديرن گونلريم)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

کف دست بچه هاي دان يك شيار داره و اين يعني ...

دست ها و دست ها

به دست های او نگاه می کنم
که می تواند از زمین
هزار ریشه گیاه هرزه را برآورد
و می تواند از فضا
هزارها ستاره را به زیر پر درآورد

به دست های خود نگاه می کنم
که از سپیده تا غروب
هزار کاغذ سپید را سیاه می کند
هزار لحظه عزیز را تباه می کند
مرا فریب می دهد
ترا فریب می دهد
گناه می کند !

چرا سپید را سیاه می کند ؟
چرا گناه می کند ؟!
و اين سپيد سياه كردن استاد مشيري يكي از كارهاي مثبتي است كه از دست ما بر نمي آيد وتازه  استاد همين هنرش را گناه هم مي داند. ولي چيزي كه حد اقل در مورد من صدق ميكنه و موافقم باهاش 
هزار لحظه عزیز را تباه می کند
مرا فریب می دهد
ترا فریب می دهد
گناه می کند !
چرا گناه می کند ؟!
آره همين جفت شيار عميق افتخار آميز مشمئز كننده است كه  از سپیده تا غروب
هزار لحظه عزیز را تباه می کند
مرا فریب می دهد
ترا فریب می دهد
گناه می کند !
 امان از اين تك شيار اضافه يا شايد تك شيار كم نميدونم .
 قاطي كردم من كم دارم - تو كم داري يا مونگولها كم دارن اين وسط تكليف رو همين تك شيار معلوم مي كنه كه آيا بودنش حسنه يا نبودنش با كدومش ما آدمتر مي شيم كاش مي شد با همين جفت شيار لعنتي كف دستم من هم :
از زمین
هزار ریشه گیاه هرزه را برآورم
و بتوانم از فضا
هزارها ستاره را به زیر پر درآورم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

سندرم دان های ژاپنی و چینی چه شکلی اند؟

سلام یک سوال برای کمی شوخی:سندرم دان های ژاپنی و چینی چه شکلی اند؟!! گرچه میدانم به خوشگلی بچه های ما نیستند . از طرف افسون و سعید و زرتشت
جالبه نه اینو توی آرشیو نظرات پیدا کردم از طرف همون زرتشت کوچولو معروف بعداز دیدنش کلی حندیدم بعد فکر کردم حتما شبیه آفریقایی هستند یا شبیه سرخپوستها  فقط اینو می دونم حتما شبیه فرشته ها هستند . و وقتی میان توی خیابون کسی نمیگه اااااااه اینو چه شکلیه انگار از مریخ اومده و مطمعنا جامعه در مانی توی اونجا بهتر انجام میشه خوش باشد و خندان از این مامان و بابای خوش زوق یاد بگیرید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

تغذیه

بعضی از بچه های دان مشکل بلع دارند و ممکنه مثل پسر من کام بلندی هم داشته باشند که این غذا خوردن رو براش مشکل می کنه پس غذا های چسبناک مثل سیب زمینی که به کام دهنش می چسبه حالشو به هم میزنه پس خودتون با توجه به وضعیت نینی تون غذا رو براش نرم و آبکی بکنید . 
یا اینکه مثل بنیامین ما به خاطر  مشکل قلبی  حتی بعد از عمل نفسش برای شیرخوردن بگیره و شیر رو پس بزنه قرار دادن بچه توی زاویه ۴۰ درجه مفیده و مهمتر اینکه روند شیر دادن رو منقطع کنید چون مک زدن نفس بچه رو می گیره چند لحضه صبر کنید تا حالش جا بیاد بعد دوباره شروع کنید حوصله حوصله حوصله عجله نکنید به موقع اش باید هزار جور رژیم بهش بدید تا چاق نشه  بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

رویا دختری با چشمانی به رنگ باران

چند روز پيش طبق عادت رفتم مركز آموزش كودكان با نياز ويژه (رودكي زنجان) چند تا عكس گرفتم كسي رو ديدم كه توي اين چند روز يك لحضه از جلوي چشمم كنار نرفته بقيه در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

مهد کودک فرشته های خاکی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

درمان سندرم داون (تحقیقات در آمریکا)

این مطلب رو از وبلاگ بابای مهیار گرفتم برای دوستم حامد که توی کانادا زندگی میکنه که اگه این قضیه راست باشه داروش رو تهیه کنه

سایت خبری عصر ایران (۰۸/12/۸۵):محققان دانشکده استنفورد مستقر در بیمارستان لوسیله پاکارد آمریکا موفق شدند بعد از 10 سال تحقیق برای درمان منگولیسم، راه حلی قطعی برای این نوع عقب ماندگی ذهنی پیدا کنند.به گزارش عصرايران (asriran.com)، روزنامه "ساینس" چاپ آمریکا در این مورد نوشت: با توجه به اینکه مرحله آخر آزمایش روی موش ها با قاطعیت حاکی از موفقیت محققان است، پزشکان این دانشگاه و بیمارستان قصد دارند هفته آینده، این دارو را روی انسان هایی که از پدیده منگولیسم رنج می برند، امتحان کنند.پروفسور گریک گارنر رییس گروه تحقیقاتی سیندرم داون - منگولیسم - دانشکده پزشکی استفورد به این روزنامه گفت: در آخرین مرحله آزمایش روی موش ها، استفاده این دارو هیچگونه عوارض جانبی در بر نداشته است و می توان نسبت به آن در انسان ها نیز امیدوار بود.وی افزود: ایده اصلی درمان پدیده منگولیسم برای اولین بار توسط فابین فرناندز یکی از فارغ التحصیلان علوم آزمایشگاهی من مطرح شد و ما نیز پیگیر قضیه شدیم.

گارنر تصریح کرد: کسانی که از منگولیسم رنج می برند می توانند به مدت دو ماه از قرص "پنتی لنتترازول" به همراه شیر استفاده کنند و سپس تغییر قابل توجهی در نحوه رفتار، یادگیری و حتی صحبت کردن آنها روی خواهد داد.فرناندز، بنیانگذار این تحقیق نیز به روزنامه ساینس گفت: من از همان کودکی، هنگام دیدن افرادی که به منگولیسم دچار بودند، ناراحت می شدم وبا خود عهد کردم که اگر پزشک شدم، اولین تحقیق خود را به این بیماران اختصاص دهم و حالا به قولی که به خودم داده بودم وفا کردم.وی افزود: در حال حاضر 300 هزار عقب مانده ذهنی از نوع منگولیسم در آمریکا وجود دارد و جالب اینجاست  که در اولین اطلاعیه برای آزمایش داروی درمانگر این عارضه ژنتیکی، حدود 270 هزار نفر طی یک هفته اعلام آمادگی کردند.
گروه تحقیقاتی مذکور اعلام کرد: تا پایان سال 2009 میلادی_ 1387 هجری شمسی- این دارو در سراسر جهان توزیع خواهد شد البته به شرطی که نتایج پیش بینی شده روی انسان ها مثل موشها اثر  کند.
این هم آدرس سایتhttp://garnerlab.stanford.edu

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

تعریف عقب مانده ذهنی ( Mental Retardation ) :

این مطالب رو از اینترنت گرفتم نمیدونم از کجا بود چون تند تند هرچی پیدا می کنم کپی میکنم منبعش رو فراموش کردم .
تعریف عقب مانده ذهنی ( Mental Retardation  ) :

     عقب مانده ذهنی عبارت است از کارکرد ذهنی عمومی محدود برای توصیف وضعیت کودک با

بهره ی هوشی هفتاد یا کمتر و نقص در رفتار سازشی، به کار می رود. این وضعیت دارای طبقه های

گوناگون از جمله خفیف " مرزی " نیمه شدید " آموزش پذیر " شدید " تربیت پذیر و عمیق " حمایتی "

است.

     آسیب ذهنی ( Mental Impairment  ) کودکان می تواند علل مختلفی ،  مانند موارد ذیل ، داشته باشد :

1-     علل ژنتیکی

2-     بیماریهای شدید در زمان نوزادی

3-     تشنج

4-     ضربه مغزی

آسیب های ذهنی کودکان باعث می شود که این کودکان عملکردی پایین تر از حد متوسط سن تقویمی خود در مقایسه با دیگر هم تایان ، در هر کدام از مهارتهای شناختی مهم داشته باشند.این عملکرد پایین باعث می شود که این کودکان ، " نیازهای ویژه " ای در موارد مختلف داشته باشند. شاید به خاطر همین خصوصیت  است که در حال حاضر، در بسیاری از کشور ها ، این کودکان را ( کودکان با نیاز های ویژه )  نام گذاری کرده اند.  

بقیه در ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

خدایا شکرت امروز عید من بود

سلام امروز از بهترين روزهاي عمرم بود امروز عيد بود خدا يا شكرت ديروز فكر ميكردم با خودم مي گفتم پسر اينقدر غرق شدي كه ياد خدا نميكني ولي باز هم خدا ست كه هيچوقت بدترين بنده اش رو فراموش نميكنه امروزخيلي خوشحالم خيلي زياد امروز مادر مبين از مازندران زنگ زده بود مبين يك كوچولوي خوشكل 6 ماهه است نميدونم از كجا وبلاگ منو پيدا كرده بود  بالاخره خدا اگه بخواد كاري بكنه گوگل و ياهو هيچ غلطي نميتونه بكنه آره اين داداش جديد بنيامين پدر و مادر خوبي داره مادر مهربوني كه با موضوع پسرش خوب كنار اومدن و دارن با هاش كار مي كنن خدا رو شكر با توصيفات مامانش و صدا هايي كه از پشت تلفن مي اومد به نظرم اين كوچولو از بچه هاي نابغه دان باشه خدا رو شكر كه نوشته هام بدرد مادري خورد و مادري از خوندنش انرژي گرفت . چند دقيقه بعد دكتر كمالي تماس گرفت و كلي شرمنده ام كرد مطالبي رو هم درمورد آموزش و توانبخشي بچه هاي دان گوشزد كرد كه توي ادامه مطلب براتون مينويسم . دكتر كمالي دقيقا از جايي زنگ ميزد كه مدتها بود نميدونستم چطوري باهاشون ارتباط بگيرم دكتر از دانشكده توانبخشي زنگ ميزد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

براي سپیده همسر عزيزم

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه انديشه ام انديشه فرداست
وجودم از تمناي تو سرشار است
 زمان در بستر شب خواب و بيدار است
بقيه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

برای دکترها

یکسری اطلاعات مفید برای پزشکهای محترم توی ادامه مطلب درج می کنم . اگه کسی توی وبلاگ دنبال اطلاعات کلاسیک میگرده بره به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

عکس چند تا نینی دان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

ریسک وقوع سندرم داون برای مادر سالم

این آمار معمولا بسته به منابع مختلف آماری و جامعه نمونه متغیره با توجه به اینکه هیچ احتمال قطعی برای این اتفاق وجود نداشته فقط این احتمال با بالا رفتن سن مادر بیشتر شده . این آمار رو هم از یک سایت خارجی گرفتم :

 

Risk of Down Syndrome                                             Age   

۲۵                                                   years 1 in 1300   

۳۰                                                     years 1 in 900

35                                                     years 1 in 350  

40                                                     years 1 in 100

45                                                       years 1 in 25

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  | 

طب سوزنی و سندرم داون

شنیدم توی آمریکا با بچه های عقب مانده ذهنی طب سوزنی کار می کنند توی شهر خودمون زنجان هم کسی رو می شناسم که رو ی بچه های فلج مغذی کار کرده و نتیجه گرفته افتادم تو خطش منتظرخبر های جدید باشید

 

اين هم يك عكس از عسل مسل

من و بنيامين يك دوست مشترك داريم كمال دوست دوران كودكي من كه حالا توي يك سوپر ماركت كار ميكنه صاحب مغاذه ازش خيلي راضيه و شاگرد قبلي اش رو بخاطر دستكجي اش اخراج كرده و حالا كمال رو با خودش همه جا ميبره كمال ماهانه بيشتر از ۲۲۰ هزار تومان در آمد داره و از كارش راضيه  براي ديدن عكسش ادامه مطلب رو كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بابای بنیامین موچولو  |