<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سلام زندگی پسر من هم سندرم داون داره</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/</link>
<description>زندگی نامه و اطلاعات عمومی در مورد سندرم داون</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 20 Mar 2010 04:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#cc0066&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که : یا راهی خواهم یافت... یا راهی خواهم ساخت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 228px; HEIGHT: 130px&quot; height=240 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs538.xs.to/xs538/09162/a3cb32c3fe438.jpg&quot; width=554 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اين يه وبلاگ خسته كننده است شايد دلت بگيره ولي من دلم نگرفته من شادم و دارم زندگي مي كنم دلت نگيره چرا كه زندگي همينه !&lt;BR&gt;ولي اگه ادامه دادي...&lt;BR&gt;براي حصول نتيجه بهتر وبلاگ را ابتدا از نوشته زیر عکس (درباره وبلاگ) و اگه وقتشو دارید که همه وبلاگ رو بخونید از طریق آرشیو ماهانه یعنی از آبان ماه تا به امروز مطالعه فرمایید .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 04:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نابغه انزلی</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-156.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;یه نینی هست تو انزلی اسمش زینبه از بنی ما خیلی زرنگتره چون با وجود سن کمش هم راه میره و هم بعضی کلمات رو میگه دفعه اول که دیدمش خیلی سفت و قرص بود  رابطه مستقیم هست بین هایپو تونی ماهیچه ها و شدت و ضعف بقیه نشانه های سندرم داون مچ پای بنی انحراف به بیرون داره کفش طبی میپوشه مفصلهای نگشتهاش هم شله ولی زیاد مشخص نمیکنه فکر کنم چیز دیگه ای نیست همینا کافیه خوب خدارو شکر هوش اجتماعی اش عالیه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 08:16:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=156</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-156.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دندونننننننننننننننننننن</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-155.aspx</link>
<description>دندوناش خرابه قصه موش و ... بردیمش مرکز جراحی محدود ورداورد کرج ۶ تا دندون رو با هم کشیدن وقتی نگام میکرد و سرش رو با تاسف تکون میداد جگرم می سوخت سفت مثل جلادها نگهش داشته بودم تا دکتر ها دندوناش رو بکشن وقتی بیرون اومدیم هر دو خونین و مالین و خیس عرق تا خونه خوابید از بس تقلا کرده بود خسته بود نمیدونم ات ۱۲ سالگی که دوباره دندون در میاره چی میخواد بخوره .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی پدر و مادر های بچه های معلول وقتی کنار هم هستن خیلی راحت گریه میکنن و حرف دلشون رو میزنن حرفهایی که به خودشون هم نمیزنن !!!!!!!!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 17:17:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=155</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-155.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-154.aspx</link>
<description>سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خاله خبر داری محمد مهدی خاله رفت پیش خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مامان ممدی اینو تو ی کامنتهام گذاشته بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم گرفت مثل وقتی که با سر و صورت خونی میخوابه بغلم تا دکترش دندوناشو بکشه مثل وقتی که نای دست و پا زدن نداره مثل وقتی که مامانش آه میکشه مثل وقتی که یاد چشمای نازت افتادم محمد مهدی گلم هوامونو داشته باش یادت نه عمویی بود که یه پست برات نوشت یکی که خیلی دوست داره آدم بشه و به معصومیتت احتیاج داره ممدی گلم یادت باشه مامان و بابات تا آخرین لحظه جنگیدن و نشون دادن میخوانت هرجور که باشی کم و زیادت براشون عزیزه بهمون سر بزن پسر خوش باشی عزیز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; گریه اگر امان دهد ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 10:40:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=154</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-154.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بن داره قدم میزنه </title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-153.aspx</link>
<description>با مچهای نحیف مایل به خارجش از دیوار میگیره و این ور اونور میره براش کفش طبی گرفتیم نمیپوشه عاشق فیلمهای اکشن شده نمیدونم چی حالیش میشه سرم شلوغه دارم برای ورثه مونگولم پول جمع میکنم به قول بعضی ها تا بترکه چشم حسود میخوام میلیییییییییییییییییییییییییاردر بشه</description>
<pubDate>Thu, 13 Aug 2009 14:40:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=153</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-153.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااایی</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-152.aspx</link>
<description>داشتم با عجله پی کار می رفتم پیر مرد از توی یه آپارتمان اومد بیرون دست تکون داد و گفت جوون منو جایی برسون ترمز و دنده عقب پیاده شدم در رو بازر کردم گفت میرم فروشگاه خرید کنم گفتم اگه گرمت نیست یه دقیقه تو ماشین بشن یه کار دارم پیاده شدم بستنی خریدم دو تایی خوردیم خیلی خوشحال شد گفت میدونی من کیم ؟ من منوچهر ژیان کارگردان و تهیه کننده ... فیصر یادته بهروز وثوقی دیدی و چند تا خاطره چند تا فیلم مستند تعریف کرد برام عجیب بود فکر کردم اسکیزو فرنیا داره کلی گفتیم و خندیدیم کارم یادم رفت زنگ زدم خونه سپیده مهمون داریم گفت بیا پیر مرد رد کرد گفتم سپیده من نمیام گفتم بریم خونه تو برق چشماش خوشحالم کرد کلی خرید و هوس لیموترش رفتیم بازار گفت میدونی اولین نقشه هوایی از ایران رو من در آوردم تو دلم گفتم طفلک ببین پیری با آدم چیکار میکنه رفتیم خونه اش در رو قفل کرده بود و از بین ۲۰-۳۰تا کلیدی که به گردنش آویزونه نمیدونه کدومه به زحمت کلید رو بعد از نیم ساعتی تلاش پیدا کردم و فهمیدیم توی این سالها اصلا در خونه رو قغل نمیکرده در رو باز کردیم با دیدن تقدیر نامه ها و عکسها خشکم زد راست میگفت مجله ها و نوشته هاش کتابها ش خونه ای که توی گوشه گوشه اش داشت با گذشته اش زندگی میکرد سفارش نهار دادیم خوردیم و گپ زدیم  گریه ام گرفته بمونه تا بعد</description>
<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 16:04:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=152</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-152.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ین رکورد زد</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-151.aspx</link>
<description>اولین نینی که با سه چرخه فاتح ارتفاعات y-y شد این گردنه در شمال شهر زنجان قرار داره بنی به کمک من با سه چرخه صعودش کرد برمیگردم دارم از کارم بی کار میشم این هم لطف یه دوسته که ندانسته شده اسباب خواست دوست بزرگ ما البته از کار دولتی در میام من یه شغل اصلی داشتم که بهتر بهش میرسم من در و پنجره دو جداره پی وی سی و شیشه دو جداره تولید می کنم </description>
<pubDate>Fri, 03 Jul 2009 19:15:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=151</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-151.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جرقه </title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-150.aspx</link>
<description> مشهد که بودیم آدرس قبر فردوسی رو می پرسیدم از اولین نفری که پرسیدم خواستم بگم آرامگاه فردوسی چون آرامگاه ترکی نداره زبونم نچرخید گفتم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آآآآآآآآ ببخشید، قبير فیردوسی کوجاست ؟ يارو يه بادي به غب غب انداخت و گفت منظورتون آرامگاه فردوسيه ؟ گفتم بله گفت نميدونم و راه افتاد گفتم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آآآآآآ ببخشيد حالا چه فرقي كرد قبره آرامگاهه هرچيه با آرامگاه گفتن من قبر آرامگاه نميشه شما هم قبرشو نميشناسي خودا فظ &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 278px; HEIGHT: 235px&quot; height=44 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs839.xs.to/xs839/09210/img_0182509.jpg&quot; width=55 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;(۱) نگاه&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=219 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs539.xs.to/xs539/09210/img_0183164.jpg&quot; width=292 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;(۲ ) تفكر &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 324px; HEIGHT: 223px&quot; height=67 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs839.xs.to/xs839/09210/img_0184111.jpg&quot; width=84 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ميدوني اونروز بنيامين به چي فكر مي كرده؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فكر ميكرده حتما يه فرقي بين من و اون آقايي كه روي اون صندلي چرخ دار نشسته هست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون از وقتي كه از مشهد برگشتيم شروع به ايستادن كرده&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 06:22:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=150</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-150.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نبوغ</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-149.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بچه‌ها شخصیت جالب و عجیبی دارند، به نوعی كه گاهی اوقات حركات عجیب و غریب از خود نشان میدهند كه باورش برای خیلیها مشكل است، گاهی اوقات آنان با وجود سن كم، دست به كارهای خارقالعادهای میزنند كه باعث تعجب می‌شود و انسان را تا مرحله حیرت پیش میبرد درست مثل 10 بچهای كه ما از آنان به عنوان اعجوبه یاد می‌كنیم، لطفا مطلب زیر را بخوانید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;«كیم اونگ یونگ»، باهوشترین فرد دنیا&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://persiafun.ir/&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-38.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;این فوق نابغه كرهای در سال 1962 به دنیا آمد و در حال حاضر باهوشترین فرد دنیا محسوب می‌شود. او در چهار سالگی میتوانست زبانهای ژاپنی، كرهای، آلمانی و انگلیسی را بخواند. در پنج سالگی سختترین مسئله‌های دیفرانسیل و انتگرال را حل میكرد و بهره هوشی بسیار بالا یعنی بالای 210 داشت. كیم از 3 تا 6 سالگی دانشجوی افتخاری دانشگاه هانگ یانگ بود و در 7 سالگی به «ناسا» دعوت شد. او در پانزده سالگی دكترای خود را گرفت. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«گریگوری اسمیت»، كاندیدای صلح نوبل&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://persiafun.ir/&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-37.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;گریگوری اسمیت در سال 1990 به دنیا آمد در دو سالگی میتوانست بخواند و در ده سالگی وارد دانشگاه شد. ولی نبوغ تحصیلی، تنها نیمی از داستان گریگوری اسمیت است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; face=tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;او عاشق صلح می‌باشد و از سنین كم به عنوان حامی و یكی از فعالان حقوق كودك و صلح جهانی به كشورهای مختلف دنیا سفر كرده است. او موسس سازمان بینالمللی دفاع جوانان است كه اصول صلح را به كودكان و جوانان سراسر دنیا آموزش میدهد. او با بیلكلینتون و میخائیل گورباچوف مذاكره داشته و در مقابل سازمان ملل سخنرانی كرده است. گریگوری در 12 سالگی كاندیدای اخذ جایزه صلح نوبل شد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«اكریت جاسوال»، جراح هفت ساله&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://persiafun.ir/&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-36.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اكریت جاسوال یك نوجوان هندی است كه باهوشترین فرد هندی به شمار میرود. او در سال 2000 و در هفت سالگی اولین موفقیت پزشكی خود را به دست آورد. بیمار او دختری هشت ساله بود كه پول كافی برای رفتن به بیمارستان نداشت. دست این دختر به حدی سوخته بود كه جمع شده و به شكل مشت درآمده بود. اكریت هیچ تجربهای در جراحی نداشت، ولی این دختر را عمل كرد و او دیگر میتوانست انگشتان خود را باز و بسته كند. اكریت به مطالعات پزشكی خود ادامه داد و در دوازده سالگی دارویی برای درمان سرطان ساخت. او هماكنون كوچكترین دانشجوی دانشكده پزشكی هند است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«كلئوپاترا استراتان»، خواننده سه ساله&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-35.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;كلئوپاترا در اكتبر 2002 در مولداوی به دنیا آمد. پدر او نیز یك خواننده است. كلئوپاترا كوچكترین خواننده پردرآمد دنیا به حساب میآید. او در سال 2006 آلبوم «در 3 سالگی» را روانه بازار كرد و ركورد فروش آلبومهای موسیقی دنیا را شكست. او برای هر آهنگ خود هزار یورو میگیرد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«آلیتا آندره» نقاش دو ساله&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-34.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آلیتا دو ساله است ولی نقاشی را پیش از این آغاز نموده است. وقتی «مارك جمیسون» رئیس گالری نقاشی ملبورن استرالیا نقاشیهای این هنرمند را دید آنقدر از آن خوشش آمد كه تصمیم گرفت آنها را در یك نمایشگاه به نمایش بگذارد. این نمایشگاه با استقبال گرم تماشاچیان مواجه شد و همه میخواستند خالق آن آثار را ببینند در آن زمان بود كه جمیسون تازه متوجه شد نقاش اصلی آن تابلوها دختر 22 ماهه هنرمند یعنی «آلیتا آندره» است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«آرون كریپكه» در دوران دبیرستان استاد هاروارد شد&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-33.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سائول در سال 1940 در نیویورك به دنیا آمد. او یك نابغه به تمام معنی بود. در چهار سالگی جبر را كشف كرد و در پایان دوره ابتدایی هندسه، حساب و فلسفه را به پایان رساند. در نوجوانی یك سری مقاله نوشت كه معلوم شد همه اصول منطق كیفی هستند. در همان زمان از سوی دانشگاه هاروارد نامهای به او رسید كه از وی دعوت میكرد برای تدریس به آن دانشگاه برود. او میگوید: «مادرم گفت باید اول دبیرستان را تمام كنم و بعد به دانشگاه بروم» بعد از دبیرستان، سائول استاد هاروارد شد و اكنون بزرگترین فیلسوف زنده دنیا می‌باشد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«مایكل كرنی» لیسانسیه ده ساله و میلیونر تلویزیونی&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-32.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مایكل كرنی 24 سال دارد. او در ده سالگی مدرك لیسانس خود را گرفت و در سال 2008 در مسابقه «كی میخواهد میلیونر شود» شركت كرده و برنده یك میلیون دلار جایزه شد. او ركوردهای جهانی بسیاری دارد كه یكی از آنها تدریس در دانشگاه در 17 سالگی است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«الینا اسمیت» مشاور رادیویی 7 ساله&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://persiafun.ir/&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-29.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ایستگاه رادیویی شهر الینا زمانی به او به عنوان مشاور یا سنگ صبور یك شغل داد كه او به رادیو زنگ زد و در پاسخ به زن شنوندهای كه از كار بیكار و افسرده شده بود، گفت: «عزیزم فقط باید با دوستانت به ورزش بولینگ بروی و روزی یك لیوان شیر بنوشی.» توصیه الینا آنقدر برای شنوندگان جالب بود كه این ایستگاه رادیویی هفتهای یك ساعت او را به عنوان سنگ صبور به استودیو دعوت میكرد. الینا مشاوره‌های مختلفی به شنوندگان میدهد و مشكلات بسیاری از به هم خوردن نامزدی تا از بین بردن بوی بد عرق را پاسخ میدهد. وقتی یك شنونده برای او نوشت كه چطور شوهر پیدا كند؟ الینا پاسخ داد: «به خودت برس ولی زیاد آرایش نكن.» و وقتی شنونده دیگری پرسید چه كار كند تا نامزدش به سوی او بازگردد، گفت: «این مرد ارزش دلشكسته شدن ندارد. زندگی آنقدر كوتاه است كه نباید به خاطر یك مرد آن را خراب كرد.» &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«فابیانو لوییجی كاروانا» اعجوبه شطرنج&lt;BR&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-31.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فابیانو یك نوجوان 16 ساله ایتالیایی است كه در 14 سالگی استاد بزرگ شطرنج شد. او بهترین شطرنجباز زیر هجده سال در سراسر دنیاست. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;«ویلی موسكونی» آقای بیلیارد در 6 سالگی&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://persiafun.ir/&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;IMG src=&quot;http://uploader.ir/rozaneh/ojooobe_kochak/m-224-4-30.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 10pt&quot; face=Tahoma color=#000000 size=3&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=tahoma color=#000000 size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;موسكونی معروف به آقای بیلیارد در آمریكا از شش سالگی به طور حرفهای بیلیارد بازی میكرد. او در حقیقت بازی بیلیارد را از تمرین كردن با سیبزمینیهای كوچك آغاز كرده بود. مدتی بعد پدرش به نبوغ او پی برد و او را در مسابقات بزرگ شركت داد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2009 08:27:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=149</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-149.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مفصل</title>
<link>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-148.aspx</link>
<description>بچه هاي دان معمولا مفصل هاي انعطاف پذيري دارند به نحوي كه مثلا بني وقتي سر پا مي ايسته زانو ش كمي به عقب متمايل ميشه اين مشكل توي بچه هاي سي پي هم ديده ميشه بچه نبايد توي اين وضعيت راه بره چون اگه راه بره الگوي غلط راه رفتن توش شكل ميگيره و عوض كردنش مشكله اول مشكل زانو رو حل كنيد بعد راه ببريد كاردرمان بلده چيكار كنه مثلا حركت ۴ دست و پا با فشار بر لگن براش مناسبه پي نوشت پس لرزه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دارم با حس ترحم ديگران به بچه ام آشنا مي شم و لمسش ميكنم حالا مي فهمم چرا بعضي از خانواده ها با داشتن بچه معلول خانه نشين مي شن و اونا يي كه با پررويي تمام ميان تو اجتماع چه آدمهاي بزرگي هستن &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 May 2009 06:21:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovesyndrome&amp;postid=148</comments>
<dc:creator>lovesyndrome</dc:creator>
<guid>http://lovesyndrome.blogfa.com/post-148.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
