روز بچه

چند روز بعد از روز بچه به همه بچه ها و اونایی که اون بچه ی توی دلشون رو زنده و شاداب نگه میدارن مبارک .

زندگی مبارکی زیاد داره و ما هم سعی میکنیم مبارکی ها رو ببینیم.

 ولی وقتی بچه ات هر دو سه روز یه بار دکتر بره یا با یه مشکل یا بیماری جدیدی اذیت بشه حتی همون روز بچه اش هم مریض باشه وقتی که دیگه ندونی چیکار کنی وقتی مادرش رو ببینی با چشمای خسته با چشمایی که توش همه چی هست وقتی میگم همه چی میفهمی چی میگم؟! نمیدونم چون اون همه چی رو من هم نمی فهمم ولی انگار دارم می فهمم چرا بهشت زیر پای مادران است

و وقتی به وبلاگ نجمه کوچولو سر میزنم و موسیقی متن وبش همون موسیقی قدیمی وب منه وهمونیه که ساز دلم کوک کوک کوکشه نمی دونم چی بگم  میون بغض و گریه فقط میگم :

فرشته خونه ما

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند ....

آموزش غذا خوردن به روش غار نشینی

بنیامین هنوز غذا نمیخوره حساسیت زیادی داره که هرچیزی داخل دهنش بره از چوب معاینه گرفته تا قاشق و چنگال و این مخالفت وقتی تشدید میشه که احساس کنه کسی مصره که اون چیزی رو به هر عنوان حتی بازی نزدیک دهنش بکنه بارها سعی کردیم غذاش رو توی سفره سوا بریزیم تو یه بشقاب و یه قاشق کنارش باشه تا بخوره و هر بار بی نتیجه امشب موقع شام خوردن عیال گفت نکنه این بچه هم مثل تو عادات بدوی اش رو کنار نذاشته ! انگار بنده غار نشینم یا بلا نسبت گوریل هستم خلاصه حدس عیال درست بود و بچه هم ثابت کرد که باباش گوریل ... البته که نبوده ولی گوریلها رو خیلی دوست داره قضیه از این منوال بود که چند تا قاشق برنج و خورشت رو ریختیم تو سفره و پخش کردیم بچه با دست د بخور بخور عین جوجه یکی یکی برنجها رو ورمیداشت و می خورد حالا ما شاد از پیدا کردن روش غذا خوردن پسر و منزلشاد از تثبیت مثل پسر کی ندارد نشان از پدر علی الخصوص که پیاز ها رو در میاورد و میذاشت تو سفره

این هم خانواده ما

بعد میگن این بچه ها اینطورن اونطون بچه همیشه مشغول کنجکاوی و کندو کاو وکاوشه الان چند وقته گیر داده به چشم دماغ و ناف  خدا به خیر بگذرونه