محمد رضا گلزار - توفيق اجباري

داشتم با لذت فيلم توفيق اجباري رو ميديدم و كلي خنديدم تا رسيد به جايي كه يه آدم كه فقط به خاطر صورت زيباي ظاهر كه هيچ نيست مياد و توي اين خرابشده ميشه بازيگر يا اون فيلمنامه نويسي كه توي يه فيلم به جاي كلمه احمق ميگه مونگول يا ميگه با اين همه استرس مادر نكنه بچه ام مونگول بشه اعصابم رو به هم ريخت

آقا يا خانومي كه حاليت نيست و هرچي به ذهنت مياد مي نويسي الهي خدا يه فرشته مهمونت كنه شايد آدم بشي و بفهمي همين مونگولي كه ازش مي ترسي خيلي آدم تر از تو و امثالته

عشق و ديگر هيچ

ميم مثل مادر مثل سپيده مثل ...

فهمیدم چرا مینویسم

وقتی شانه ای نیست ، وقتي دوستي نيست ، وقتي هيچ دوستي كافي نيست وقتي ياد نگرفتم با خداي مهربون چجوري دوست بشم ، وقتي ياد خداي مهربون تداعي گر جهنم و نار و عذاب عليم و جنات نعيم هست مينويسم مينويسم همه هق هق تنهايي را وقتي از شنيدن اسم مسواك گريه ميكنه و ميبينم لثه اش عفونت كرده و بغضم مي گيره به خودم ميگم انگار دارم كم ميارم ديگه تحليل رفته ام خوابم نميگيره گريه ام ميگيره و بلد نيستم گريه كنم ياد محمد مهدي مي افتم كه بستري ياد ماهان كه مشكل عصبي هم داره و ابوالفضل كوچولو كه نميتونه بشينه و ... اينا همه بچه هاي من هستن وقتي ميخوام داد بزنم و كسي نشنوه چجوري داد بزنم و كسي نشنوه و اگه مي شنوه دلش نسوزه چون اين زندگيه و زندگي براي همه همينه و خدا عادله .
وقتي ميشنوي ميگي آخي طفلك يا ميگي خوب شد كاش چشمش هم در بياد وقتي از قضاوتت مي ترسم وقتي از ترحمت گريزانم چجوري سرم رو شونه هات بزارم وقتي كه كج فهمي وقتي خيلي دوري وقتي كه شونه ات مار داره وقتي ميگي ببين چي كار كردن كه خد اداره عذابشون ميده و نميفهمي من تو عذاب نيستم و ممنونشم كه توي بوته آزمايشم و ميگم دستمو بگير ردم نكني كه اگه بخواي رحيم نباشي سوخته ام و شرمنده ات مي شم مي نويسم چون بلد نيستم عربي دعاهاي آ ملا رو بخونم اينا دعا و درد دل منه با خودش كه مي ذارم مردم بخونن شايد دلت بگيره دلت نگيره كه من راضي ام به رضاي خودش كه رفيق تر از هر رفيقيه و دادمو مي شنوه و بغلم ميكنه و با من داد ميكشه كه گريه ام نگيره ميدونه كه من ميترسم از گريه كردن بهش ميگم خدايا هوامون رو داشته باش هواي سپيده رو داشته باش و ما رو لايق زندگي با فرشته و مامورت بگردان .
آمين

تولد تولد تولدت مبارك....

امروز روز بزرگيه روز مبارك تولد يكي از فرشته هاي خوب خدا

 ممدي بود ! ( وبلاگ آروشا ) ديروز عكسش رو گذاشته بودم

  ايناها همين پايينه امروز ۲۵ فروردين تولدشه ممدي ما بستريه و داره دوره شيمي درماني اش رو طي مي كنه جالبه نه ؟ جشن تولد توي بيمارستان امروز جشن ممديه توي وبلاگ من ببخشيد كيك ندارم همينجوري خالي خالي محمد مهدي ها همه شون انقدر دلشون بزرگه كه ما ها رو به خاطر كم بضاعتي مون ببخشن پسرم تولد مبارك    علي الحساب اينا دعوتن چه حالي دارن ميكنن همه جورش هست

كف برو تو كارش

ممدي آروشاي نابغه

اين فرشته ناز خدا همون محمد مهدي (آروشا)-ي خودمونه از بچه هاي نادر سندرم داون هست كه به موقع نشسته ، راه رفته و شروع به حرف زدن كرده از بني ما كه خيلي زرنگتره خدارو شكر .

هميشه فكر ميكنم وقتي بني به دنيا اومد و شنيدم سندرم داون داره اونجور كه بايد خدا رو شكر نكردم كه زد و قلبش هم مريض شد شايد خدا خواست بگه بچه جون هميشه شرايط مي تونه خيلي بد تر از اوني كه توش هستي باشه پس غر نزن.
خدايا به مامان و باباي ممدي ما هم نيرو بده كه با اين اتفاق كنار بيان و كم نيارن ممدي ما كه قوي تر از اين حرفهاست كه كم بياره موضوع جالب اينه كه احتمال سرطان خون توي بچه هاي داون خيلي بيشتر از بقيه است و همينطور مقاومت سيستم ايمي اين بچه ها كه معمولا در خيلي موارد خيلي ضعيفه در اين مورد خيلي قوي تر از مردم عادي هست خداييش نازه نيست ؟ خدا حفظش كنه خدايا فرشته خودته مواظبش هستيم هوامون رو داشته باش .

قطار

یه جایی خوندم دوست مثل  قطاره با بعضی هاش آدم به یه جایی می رسه  با بعضی هاش که مثل  قطار شهر بازی هستن به جایی نمیرسه ولی بهت خوش می گذره خدا رو شکر از هر دو شون داریم  ولی چرا بیشتر با قطار شهر بازی هستیم که خوشی ها مون رو با هاش قسمت کنیم ولی وقتی حال خوشی برای قسمت کردن نداریم می ریم  تو قطار واقعی ویرگول (کی برد خرابه)با اینکه نمیخوایم به جایی برسیم  پس به جایی نمیرسیم اگه فهمیدی چی نوشتم ؟ بی خیال خودم هم نفهمیدم ..... خر -با تو نیستم با خودمم بشین سر جات قهر نکن قطار شهر بازی ویرگول هنوز سوارت نشدیم.خر  بشین با خودمم خدا رو شکر دوستای وب من همه شون قطار شهر بازی نیستن یعنی هیچکدومشون نیستن با همه شون خیلی چیز ها دیدم

این یک متن تکراریه که من بارها هزار جا گفتم و نوشتم

هر وقت یاد این موضوع می افتم گریه ام می گیره کاش آدم بودم و توی زندگی ام می تونستم اینجوری مسابقه بدم نمی دونم معلول یعنی چی اگه روحم معلوله اگه سیاهه مهم نیست جسم عاصی کافیه که اسمت رو بذارن آدم

چندین سال پیش در المپیک معلولین ،در سیاتل،نه شرکت کننده معلول جسمانی و یا ذهنی در خط شروع دو صد مترقرار گرفتند.با صدای شلیک،همه هر چند بدون عجله  اما با شور و اشتیاق برای برنده شدن،شروع به دویدن کردنددر این میان پسری زمین خورد(روی آسفالت لغزید) و شروع به گریه کرد.هشت نفر دیگر صدای پسرک را شنیدند،سرعتشان را کم کردند و به عقب نگاه کردند.همه با یک نظر به عقب ،تصمیم به برگشت گرفتند.یک به یک آنها .یک دختر که معلول ذهنی سندرم داون بود خم شد و پسرک را بوسید و گفت:این خوبش می کنه.همه نه نفر دست در دست هم به مسابقه ادامه دادند تا از خط پایان گذشتند.همه در استادیوم ایستادند و برای چندین دقیقه آنها را تشویق کردند مردمی که آنجا بودند هنوز آن ماجرا را روایت می کنند.چرا؟چون عمیقا ما یک چیز را میدانیم.چیزی که در زندگی اهمیت بیشتری دارد از بردن خودمان مهمتر است.آنچه بدرستی در زندگی اهمیت دارد کمک به این است که دیگران ببرند،حتی اگر موجب به عقب برگشتن و تغییر مسیرمان باشد

..............................................الاغ !

بنیامین عاشق موبایله و فول تایم گوشی تو گوششه و آهنگ گوش میده

نمیدونم ممکنه گوشش با این کارش آسیب ببینه ؟

هفتاد و پنج درصد از كودكان مبتلا به سندرم داون ، داراي ضايعات شنوايي نيز هستند .اين ضايعات عمدتاً بدليل عفونت هاي مكرر گوش مياني و انباشتگي سرومن ( واكس گوش ) در مجراي شنوايي مي  باشد.عفونت هاي مزمن تكرار شونده در گوش مياني ، باعث ايجاد چسبندگي در گوش مياني شده و حركت استخوانچه هاي گوش كاهش يافته و  در  نتيجه ، افت شنوايي پيشرونده ايجاد خواهد شد.اين كودكان به شدت از محروميت هاي حسي رنج مي برند و براي رساندن آنها به حداكثر  ظرفيت شناختي ، بايد از برنامه هاي خاص پيش گيرنده و آموزشي استفاده نمود. تاخير در رشد زباني اين كودكان ، باعث تاخير در رشد گفتار آنهاخواهد شد. بنابراين ، يكي از مهمترين اقدامات در مورد اين كودكان، رفع مشكلات شنوايي آنها است تا از اين طريق به رشد زباني آنها كمك نماييم .از مهمترين مشنلات اين كودكان ، مشكلات گفتاري / شنيداري آنها مي باشد. آنها اغلب در كنترل سيستم گفتاري ، هماهنگي زبان ، لب ها ، فك و كام دچار مشكل هستند. اين موانع گفتاري ، موجب شده تا اين كودكان به كمك بيشتري درمورد شنوايي خود نياز داشته باشند.

چگونه از صوت درماني استفاده كنيم ؟

والدين كودك بايد مطمئن باشند كه گوش هاي كودكشان به طور منظم تحت معاينه قرار بگيرد و هرگونه انباشتگي سرومن و يا عفونت ، سريعاً درمان شود .  در برخي از موارد ، تكرر اين حالات با صوت درماني كاهش يافته است. حركات و تماريني كه بواسطه صوت درماني در گوش ايجاد مي شود ، موجب خروج خود بخود مايعات از گوش شده و از انسداد گوش جلوگيري مي شود.در ماهاي اول صوت درماني ، اين كودكان بايد هر روز و به مدت 30 تا 60 دقيقه به محركات صوت درماني گوش دهند و در صورت تمايل كودك ، اين زمان ميتواند به ساعت هاي بيشتري نيز برسد.انجام صوت درماني در كودكان با سندرم داون ، موجب مي گردد تا علاوه بر پيشرفت حس شنوايي ، ديگر زمينه هاي شناختي آنها  مانند توجه به محيط اطراف و اشتياق به يادگيري نيز بهبود یابد

برای چی می نویسیم

برای چی می نویسیم

یاد شعر مشیری می افتم شعر دستها و دستها خوب یادم نیست ولی مضمونش در مورد دستهابود که می نوشتند به دستهای او نگاه می کنم که میتواند از زمین هزار ... به دستهای خود نگاه می کنم که سفید را سیاه میکند هزاران لحظه عزیز را تباه می کند گناه می کند . نمیفهمم چی دارم می نو یسم...........................................................الاغ