مشهد که بودیم آدرس قبر فردوسی رو می پرسیدم از اولین نفری که پرسیدم خواستم بگم آرامگاه فردوسی چون آرامگاه ترکی نداره زبونم نچرخید گفتم:

آآآآآآآآ ببخشید، قبير فیردوسی کوجاست ؟ يارو يه بادي به غب غب انداخت و گفت منظورتون آرامگاه فردوسيه ؟ گفتم بله گفت نميدونم و راه افتاد گفتم :

آآآآآآ ببخشيد حالا چه فرقي كرد قبره آرامگاهه هرچيه با آرامگاه گفتن من قبر آرامگاه نميشه شما هم قبرشو نميشناسي خودا فظ

(۱) نگاه

(۲ ) تفكر

 

 

ميدوني اونروز بنيامين به چي فكر مي كرده؟

فكر ميكرده حتما يه فرقي بين من و اون آقايي كه روي اون صندلي چرخ دار نشسته هست

چون از وقتي كه از مشهد برگشتيم شروع به ايستادن كرده