رضا مردی به لطافت پر کبوتر حرم الرضا
توی قسمت نظرات خصوصی نویسنده نظر مردی رو خوندم که خیلی کوتاه نوشته شده بود ولی از توی اون نقطه چینهایی که خیلی با معنی توی متن چیده شده بود نرمی و شکنندگی دل یک پدر از میون خطوط اینترنت محسوس بود واقعا تکان دهنده . سلام مرد بزرگ می فهممت تو تنها کسی نیستی که از تفاوت و مظلومیت سندرم داون رنج می کشه ولی همیشه اینو در نظر داشته باش که همیشه خدا درسی پس پرده اتفاقات روزمره زندگی مون برامون داره. اسم و آدرسی ازت ندارم خیلی دوست دارم از تجربیاتت استفاده کنم . چو ماه از پس ابر برون آی .
شما ها باید برای ما تازه کار ها الگو باشید ما همه باید دست به دست بدیم که دید اجتماع رو به معلولیت عوض کنیم . شاید من اول راه هستم و شعار میدم ولی از شماها کمک می خوام شما که نفست حقه شما پدرو مادری که دعات مستجابه تو پدری که آروم توی دلت اشک میریزی که مبادا همسرت . مادر فرشته معصومت تکیه گاه دلتنگی هاش و شانه گریستنش رو لرزون ببینه من هم صورتي به سرخی که دیگران می بینند ندارم ولی این وظیفه من و توست و تنها کاری که می تونیم در قبال لطف و رحمت الهی انجام بدیم چشمهات رو ببند دل به دریا بزن و خودت رو لایق برگزیدگی خداوند کن . ![]()
من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !