چند روز پیش که به همراه عیال و بن جی  درحال خیابان گردی و بنزین آزاد سوزی (البته چنین تفریحی می ارزه هر چقدر هم بنزین خرجش باشه خداییش کجای دنیا از این تفریح ها که ما داریم دارن (ددم..... بیز چپیک چالاریخ)از این تفریح که بهتره) داخل پارانتز رو احل فن و درد می فهمن بی خود به خودتون فشار نیارید 

القصه در حال گردش و شادی بودیم و بن جی هم با آهنگ خوزعوله سوسن خانوم ابرو کمون چشم عسلی خوشگل خانوم میخوام بیام در خونتون کفشش سفید باشه از بابات اجازه بگیرم جوجه بخریم شلوار کشی بپوشیم گل گی تومانی سکینه دایی قیزی نای نای.....نمیخوام بیای و الی آخر می رقصید و بنده هم در پی تدارک موقعیت حال گیری از یه دستگاه دوو که سر هر تقاطع گیر میکرد و دنبال یه چیزی میگشت بودم خلاصه خودمو بهش رسوندم که با یک حرکت آکروباتیک باعث وحشت سایرین و تفریح و شادی و شبی خوش برای سایر بازمانگان بشم که دیدم یکی کپی بنیامین بغل مامانش نشسته و داره اطراف رو نظاره میکنه و از این به بعد زندگی شیرین می شود و من هم مثل آدمیزاد رانندگی می کنم و به بقیه راننده ها لبخند میزنم و اجازه عبور میدم و در پی دوو روان حدس زدم مسافر هستن یه جایی جلوشو گرفتم گفتم آقا شما مسافرین گفتن بله گفتم دنبال جایی میگردین گفتن یه هتلی بو د با این مشخصات ... گفتم ما هتل داریم بریم خونه ما خلاصه از ما اصرار و از اونا انکار گفتم بابا با شما کار نداریم شما برین هتل این نینی تونو بدین ما ببریم ما هم یکی مثل این داریم البته ازو نوع پسرش خلاصه قبول نکردن بریم خونه ما چون قرار بود صبح زود برن رفتیم هتل گرفتیم و شام رو مهمون نینی ها بودیم جاتون خالی چقدر شاد بودن چقدر ایمان داشتن نینی چقدر ناز بود بابای نینی متخصص بی هوشی و مامان نرس قابل توجه اونایی که میگن اگه میدونستین سقط میکردین اینکه اونا میدونستن مهمونشون یه فرشته است و با آغوش باز پذیرفتنش زندگی ادامه داره و ما خانواده بزرگی هستیم که همه مون یه فرشته توی خونه داریم