از نیلوفر آبی

سلام بابای مهربون .خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه؟؟نیستی.

اگه بودی اینجوری نمینوشتی.چی شده بابا چرا ناراحتی ؟از این دنیا و مردماش غصت شده؟خوب اگه اینجوری نبود که اسمش این دنیا نبود.خدا صبر شما بابا مامانا رو صدبرابر کنه انشالله.غصه نخور بابای خوب .قبول که سخته قبول که هیچ کس از امثال من نمیتونه درکتون کنه قبول که ماها فقط یاد گرفتیم خوب حرف بزنیم همه ی اینا قبول ......... اما عشق شما به امثال بنیامین چی؟؟؟؟؟پس عشقتون به خدا چی؟؟؟؟؟؟؟پس مگه خدا نمیگه حتی اگه یه خار به پاتون بره کفاره ی گناهاتونه . تو که صبور بودی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ اون آدمی که پشت ماشین آخرین سیستم میشینه و فخر میفروشه به هر کی حتی اون کوچولوی معصوم .آدم نیست حیوونه .آخه کی رو دیدین از دست کارای یه حیوون عصبی بشه. کی ؟؟؟؟؟ امثال اون همونایی هستن که خدا نمیخواد صداشونو بشنوه .بهشون همه چی میده تا خفه شن و صداش نکنن.پس فکر میکنی چرا هر چی سنگه مال پای امثال ماهاست؟؟؟؟؟؟؟چون خدا دوسمون داره و برای این علاقش شکررررررررر.این دنیا میگذره .
بابا جون امیدت به اون دنیا باشه
خدا گوید تو ای زیباترین خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
شروع کن یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

غصه چرا؟آسمان را بنگر که هنوز " بعد صدها شب و روز " مثل آن روز نخست "گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد" غم و اندوه " اگر روز ی هم " مثل باران بارید با دل شیشه ایت " از لب پنجره " با نگاهت به خدا " چشم شادی وا کن و بگو با دل خود " که خدا هست هنوز " که خدا هست هنوز..........