امیر حسین از نکار امیر حسین از یه شهر بارونی امیر حسین از یه ازدواج فامیلی امیر حسین پاره ای از تن یه مادر دریایی امیر حسین جگر گوشه یه پدر به استواری کوهستانهای زاگرس امیر حسین هدیه خداست امیر حسین امتحان خداست امیر حسین چکیده عشق خداست و مادری که خسته است مادری که امید داره به معجزه و خدایی که دست گرمشو گرفته دور این خونه و حواسش هست که زمین نخورن و هر لحظه که خم میشن نگران زانو هاشونه که زخم نشه همه اینارونوشتم  که بگم امیر کوچولو با بالهای ناتوانش فرشته خداست که درس سختی رو برای مامان و باباش آورده که الحق و والانصاف خوب دارن پاسش میکنم مادری امیر نماد واقعی یه مادره که حتی انتظار یه لبخند تشکر از پسرش نداره این ماه تولدشه و قراره یه جشن خوب براش بگیره مامانش به من قول داده و امیری هم منتظر یه جشن خوبه با کیکهای خوشمزه مامانش:)