امیر علی هم از قفس پرید
تو را یارای تحمل درد مادر نبود. تو را بغض پدر بس سنگین بود. نگاه نگران مادر ، دلشوره آینده ات در قلب پدر برای قلب خسته ات سنگین بود عزیزم نخواستی دردشان را ببینی قلبت از تپش ایستاد و زندگی ام را تار کرد ،پسرم ، فرشته آسمانی ، هنوز بغض یاد وبلاگ آروشا اشک را در چشمانم حلقه میزند . یاد تو نازنین که همچون بنیامینم هستی همچون پاره تنم هستی دلم را می شکند دوسال میزبانی زمینی ها برایت گوارا نبود اشک امانم نمی داد فقط خواستم چیزی بنویسم که سبکتر شوم سنگینتر شدم.............
فرشته آسمانی اهل بجنورد در یکی از بیمارستانهای مشهد عمل قلب نا موفقی داشت و در دوسالگی ما را وداع گفت همین همین همین همین همین همین همین همین همین همین به همین سادگی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 15:1 توسط بابای بنیامین موچولو
|
من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !