آره مامانم هم اولين بار با هامون اومد و نمي دونم سر چه حرفي دكتر گفت اصلا حرف مادر بزرگها و خاله و همسايه رو گوش نده براي هر عملي بايد با دكتر مشاوره كني  و اخماي مامان رفت توي هم هنوز هم كه هنوزه تا اسم دكتر معزي مياد ميگه من كه اصلا قبولش ندارم روز اول توي بيمارستان به من گفت خانم نوه تون  احتمالا سندرم دانه  البته خود من ازاين صراحت كلام بيشتر خوشم مياد ولي شايد خودم نرمش بيشتري از خودم نشون بدم و برخورد دكتر بيشتر غربي بود تا شرقي و باعث شد كه من قضيه رو پشت گوش نياندازم و به اميد شفا و معجزه و ... چند سال اول و دوران طلايي آموزش پسرم رو از دست ندم چرا كه دكتر هايي هم هستند كه ميگن آقا بچه ات مشكل داره ولي بگذار چند سال بزرگ تر بشه بهت ميگم چكار كني !!!!!!! حالا ديگه دكتر معزي براي من از خيلي دوستهام صميمي تره و از خيلي ها احساس مسووليت بيشتري مي كنه و دل ميسوزونه و هروقت مطبش ميرم انرژي مي گيرم هم من و هم سپيده بيشتر انرژي ميگيريم و بهتر كار ميكنيم به نظر من رفتار دكتر بايد به عوان يك كليشه الگو بشه دادن روحيه و اميد به بهبود بيمار به خود بيمار و اطرافيانش انرژي ميده . بخصوص برای بچه های معلول که پدر و مادر های دل شکسته و حساسیی دارند . اين طبيعيه كه پسر من اگه يك دان نابغه باشه ممکنه توي هر دوره اي حداقل يكي دوماه يا بيشتر با بچه هاي سالم ديگه فاصله داشته باشه  حتي بنيامين من از خيلي از دانهاي هم سن خودش هم عقب تره و اين باعث خوشحالي منه كه  هم بازي آينده بنيامين نياز كمتري به كمك داره . ولي همين روحيه دادن و تعريف دكتر از پيشرفت بنيامين  براي سپيده يك دنياست و كلي به پسرش افتخار ميكنه و قربون صدقه اش ميره . و من از اين بابت ازش ممنونم  دكتر معزي توي اين چند ماه چند تا بچه دان رو به من معرفي كرده و به لطف خدا من هم هر كاري از دستم بر اومده انجام داده ام  . خلاصه خواست با نوشتن این پست ضره ای زحمات یک دکتر خوب رو جبران کرده باشم .