یک دوستی روزی زنگ زد و گفت میخوام یه هدیه بهت بدم گفتم چیه گفت میخوام
قالب وبلاگتو عوض کنم گفتم خوب بیااینم رمز وبلاگم یه ساعت دیگه زنگ زد گفت
این چی بود نوشته بودی اون چی بود نوشته بودی غمگین نباش شاد باش فلان
چیز رو فلان طور کردم و وقتی به وبلاگم سر زدم دیدم وبلاگ من نیست!!!!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۴ ساعت 16:7 توسط بابای بنیامین موچولو
|
من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !