رویا دختری با چشمانی به رنگ باران
عاقبت عظمت نگاهش ازپس اون چشمای دریایی اشکم رو در آورد چه نگاه عمیق و تاثیرگذاری داشت و چه چهره زیبایی فتبارک الله احسن الخالقين
دخترم رویای بهاری باران ، فرشته معصوم خدا، به نظر تو می شه خدا با وجود آفرینش شاهکارهایی چون تو آدمهایی رو چنان پست بیافرینه که دختری رو از پس این چشمهای ناز نبینند و دست و پای کم توانش رو ببینند.
رویای زیبای طلوع زمستانی ، هستند فرومایگانی که هارمونی چیدمان چشم و لب وبینی زیبات رو نمی بینند و دست و پایی کم توان می بینند.
هستند آدم نمایانی که نگاه نافذ و ماندگارت رو نمی بینند و لبی خاموش می بینند .
هستند مردمی که حرف دلت رو از توی چشمای گیرات نمی خونند و به مادر بهشتی ات میگن: فلانی حرف هم نمیزنه و مادرت در حالی که در دل به حماقتشون می خنده آروم و زیر لب زمزمه می کنه چرا ! فریاد می زنه و تو نمی شنوی خواب آمده ای و غافل خواهی رفت .
وه که چه بالا ایستاده این مادر و چه نزدیک است به پای کوثرو رشک فرشتگان عرش بر انگیخته ، ....
رویای بهشت صوفی ، رویای لقای عارف، دستم بگیر و به بال توانمندت به عرش ببر.
معلمت گفت دخترم چند معلولیتی است و به دل گفتم حاظرم هرچه دارم بدهم و روح معلولم به پای روح بلندش افتد که جسم رفتنی است و روح ماندنی .
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد

من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !