کف دست بچه هاي دان يك شيار داره و اين يعني ...
دست ها و دست ها
به دست های او نگاه می کنم
که می تواند از زمین
هزار ریشه گیاه هرزه را برآورد
و می تواند از فضا
هزارها ستاره را به زیر پر درآورد
به دست های خود نگاه می کنم
که از سپیده تا غروب
هزار کاغذ سپید را سیاه می کند
هزار لحظه عزیز را تباه می کند
مرا فریب می دهد
ترا فریب می دهد
گناه می کند !
چرا سپید را سیاه می کند ؟
چرا گناه می کند ؟!
و اين سپيد سياه كردن استاد مشيري يكي از كارهاي مثبتي است كه از دست ما بر نمي آيد وتازه استاد همين هنرش را گناه هم مي داند. ولي چيزي كه حد اقل در مورد من صدق ميكنه و موافقم باهاش
هزار لحظه عزیز را تباه می کند
مرا فریب می دهد
ترا فریب می دهد
گناه می کند !
چرا گناه می کند ؟!
آره همين جفت شيار عميق افتخار آميز مشمئز كننده است كه از سپیده تا غروب
هزار لحظه عزیز را تباه می کند
مرا فریب می دهد
ترا فریب می دهد
گناه می کند !
امان از اين تك شيار اضافه يا شايد تك شيار كم نميدونم .
قاطي كردم من كم دارم - تو كم داري يا مونگولها كم دارن اين وسط تكليف رو همين تك شيار معلوم مي كنه كه آيا بودنش حسنه يا نبودنش با كدومش ما آدمتر مي شيم كاش مي شد با همين جفت شيار لعنتي كف دستم من هم :
از زمین
هزار ریشه گیاه هرزه را برآورم
و بتوانم از فضا
هزارها ستاره را به زیر پر درآورم
من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !