وجودم را دردی است که اثرش هر صبح از افق نوازشم میکند و هر غروب مرا با خود به زیر میکشد. نمیفهمم برای چه هستی ام هست شده و چرا نیست خواهد شد و نمی دانم او که مرا اینگونه خواست کیست یا چیست و حتی چه نام دارد. ولی وجودم تنها رعشه ایست که برای آرامش قرب انسانیت می خواهد قرب آنچیزی که انگار اثرش را تنها میتوان در چشمانی جستجو کرد که وقتی به رویت گشاده میشوند عکس ماوایت را میبینی و وقتی از رویت گرفته میشوند تو یکپارچه میشوی غم غربت.
به چشمان آسمانی معصومان سندرم دانی همیشه نگاه کنید تا نور بگیرید.
این مطلب رو توی نظراتت پیدا کردم و بارها از والدین بچه های دان شنیدم بقول مادر مریم که همیشه میگه وقتی گره ای توی کارم میافته تو روی مریم نگاه میکنم . چیزی هم که من خودم احساساس کردم اینه که بنیامین آدمها رو خیلی عمیق نگاه میکنه و با اونی که حتی ماهها نبینه ولی اون طرف از ته دل دوستش داشته باشه از ته دل میخنده کسی رو میشناسم که اون اوائل تولد بنیامین بهم گفت تا مهرش به دلت نیافتاده .... با اینکه خیلی دوستش دارم ولی این حرفش برام خیلی گرون تموم شدبا اینکه حالا اون بنیامین رو خیلی دوست داره و بهش محبت میکنه و لی بنیامین ازش خوشش نمیاد.