درد دل من از زبان مهدی
سلام
غم بزرگی دارم . . .
میشنویم که روز به روز برای کلماتی که تلفظ به زبان اصلیشان تبادل فرهنگی است نه تهاجم فرهنگی عبارات نیمه مسخره ای مثل چرخبال و ژیامک و غیره ساخته میشود. . .
کمی اگر بیندیشیم . . .
نمی دانم واژه منگل از کجا ریشه گرفته ولی متاسفانه
میدانم که در افواه نافهم اکثریتی از آن برای بیان تحقیر و یا حتی فحش استفاده میشود.
یک سوال:
آیا ما نمی توانیم با استفاده از امکانات انجمن سندرم دان بیاییم همه خانواده ها نهضتی بپا کنیم و نامی را خودمان انتخاب کنیم تا این بچه ها را به نامی بنامیم که همه بدانند برای چه باید به این نام آنها را بنامند؟
آیا اصلا این انجمن برای این بچه ها و آینده شان چه کاری میکند؟
چرا جمع نمیشویم وکاری نمی کنیم؟

این مطلب رو مهدی عزیز توی قسمت نظرات نوشته بودند اول اینو بگم که کلمه مونگول به خاطر شباهت اين بچه ها به مردمان آسياي شرقي و موغولها گذاشته شده و توي كشور هاي ديگه فحش محسوب نميشه مگه توي ايران مترقي ما! خودم هم جايي از زبان پزشكي شنيدم كه( مگه تو مونگولي ) گفتم اگه منظورت از مونگول احمقه كه الحق خيلي احمقي كه بعد از سالها كاه خوردن(بلانصبت پزشكان و حكماي فهيم) اسم يك عارضه رو به عنوان يك فحش استفاده ميكني تازماني كه احمقهايي مثل تو هم جراح ميشن جامعه درماني توي ايران براي اين بچه ها معني نداره . تصور كن مادري به نيت مبارزه و سنت شكني دست دختر مونگولش رو ميگيره و با افتخار توي توي پارك قدم مي زنند و مثل همه از اوقاتشون لذت مي برند تا اينكه يكي از زير بته علم ميشه و ميگه اه ه ه ه اينوووو مونگوله ها اون وقته كه همه دنيا تو سرش خراب ميشه و باز بايد بره و كنج خونه كز كنه و دخترش رو از نعمت جامعه درماني محروم كنه خنده داره نه جامعه اي اينچنين بيمار خود نياز مند تر است به درمان تا كودكي ، مردي ، زني كه به جرم ظاهر معصوم و مهربانشون بايد انگشت نما بشند و ....
باري جامعه در ماني هم مثل همه اون واژه هاي وارداتي فقط قشر واژه اش را وارد كرده ايم و از عمق معني مثل هميشه بي خبريم كودكي چند معلوليتي را در نظر بگيريد كه از هوش سرشار برخوردار است و ممكن است فقط دست يا پايي كم توان داشته باشد پس از سالها زمينگيري به كوشش و سعي والدينش جسته و قدم برميدارد چه باشكوه است اين لحظه و چه افتخاري دارد اين مادر بر آن تلاش و آه پدر...كه آرزو داشته با فرزندش شانه به شانه بدوند كوه بروند زندگي كنند .... حالا اين وسط جوانكي ژيگول،بنگي و فاسد از كنارشان رد مي شود و اداي بچه را براي دوستانش در مي آورد كه ببينيد مثل فلان دي جي ... است و دستانش را به علامت رقص رپي مي گرداند . تصور كنيد احوال اون پدر و مادر رو ... . البته اگر من جاي ايشان بودم همانجا دست شكر بلند مي كردم كه خدايا شكرت كه بچه من اين رفتار رو نخواهد داشت كه تا ابد نفرين بنده اي پشت سر پدر و مادرش باشه .
مي بخور منبر بسوزان مردم آزاري مكن
ولش كن باز سرم گيج رفت همين الان باباي امير يوسف يكي ديگه از داداشهاي بنيامين زنگ زد جالبه نه يوسف برادر بنيامين، باباش گفت بيمارستان رجايي عملش كردند و 47 روز طول كشيد تا ترخيص بشه خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه يوسف رو دوباره به ما داد . به مولا يك تار موي همين يوسف كوچولو مي ارزه به هزار تا جوون رعناي بنگي فاسد با ريخت و قيافه هاي عجيب و غريبشون كه با نهايت وقاهت سر زير برف كرده و به بنيامين هاي ما مي خندند . اگه ميبينيد گير دادم به اين جوونا براي اينه كه مي ترسم فرداي ديگه خدا يك فرشته اي رو مهمون خونه شون بكنه و خودتون بقيه اش رو حدث بزنيد كه چه بلايي به سر اون بچه مياد .
در مورد كانون هم نميتونم نظري بدم چون كه ممكنه نظر شخصي و حب و بغض رو دخيل كنم آخه يك برخوردي شد و ... شايد تقصير من بود آره حتما تقصير من بود . كانون لازم نيست اسمي براي بچه هاي دان انتخواب كنه بهترين نام براي خطاب من، نام زيباي خودم است .
به اميد سلامت و بهروزي براي امير يوسف گل![]()
من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !