فشار ريه بنيامين پايين نمياد
دلم ميگيرد از آهش ،
جگرم مي سوزد از دردش
انگار كه سرب داغ مي ريزند توي چشمم وقتي اون دندونهاي كوچولوش رو از درد روي هم مي سابه نگاه مظلومش توي چشمم تير مي كشه خيلي وقته توي شركت هركي مي بينتم ميگه پسر تو ديگه اون وحيد سابق نيستي ! انقدر دلقك بازي داشتم كه هيچكس باورش نمي شد شش ساله كه ازدواج كردم از سر و كول همه بالا مي رفتم .
نميگم واي كه چه روزگاري بود آره هيچ هم چه روزگاري هم نبود كه دلم براش تنگ بشه همه اش بي خبري بود و زندگي سگي ، اين روزگار سخت تره ولي شيرينتره همه روزش شادي ولي توي دلت ولي امان وقتيكه همه زندگي ات سرش درد بكنه سرما بخوره يا اينكه دكتركوچاريان ديروز بگه ريه هاش به دارو جواب نداده و آمادگي براي عمل نداره و طول عمر و ...از پا مي افتم و هرچي نوشتم و گفتم همه پشم خدايا مي خوام داد بزنم .و قتي مي خنده و شيطنت مي كنه وقتي ناز مي كنه و دلت رو مي بره وقتي صداي قهقه مامانش از توي اتاق مي گه بيا ببين داره چكار مي كنه و ميري و ميبيني داره با آهنگ موبايل مي رقصه واي كه اگه نباشه يك تار موش ميخوام دنيا نباشه .
حالت گرفته شد نه؟! معذرت مي خوام پس براي اينكه بخندي يك عكس از مسابقات انتخوابي تيم ملي ميگذارم كمي بخنديد . اونيكه زير دوچرخه است منم . اين يكي هم پناهگاه سبلانه. 

من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !