از نگاه ساکت یک کودک بیمار ٬
ماردانی ساکت با نگاههای عمیق که کورسویی از امید هم درچشمشان نیست دل آدرم را میسوزاند آنقدر سخت است که درد خودت را فراموش می کنیولی همه اینها آن روی سکه اند و امید روی دیگرش و زندگی جاری است . درد ها رو ببین و به درمانها بیاندیش ای برادر تو همه اندیشه ای ...
آری آری زندگی زیباست
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت .
چرا نگاه ساکت یک کودک بیمار باید تو رو هم ساکت کنه هنر اینه که برق شادی رو به تو نگاه ساکت اون کودک بیمار و والدینش بیاری با حرفی حدیثی و امیدی زندگي همه اون چيزيه كو دلت ميگذره حتي اگه اون بچه هم اينو بفهمه به قدرت بيماري اش فكر نميكنه به قدرت شادي اميد و زندگي ميانديشه
آری آری زندگی زیباست
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت .
چرا نگاه ساکت یک کودک بیمار باید تو رو هم ساکت کنه هنر اینه که برق شادی رو به تو نگاه ساکت اون کودک بیمار و والدینش بیاری با حرفی حدیثی و امیدی زندگي همه اون چيزيه كو دلت ميگذره حتي اگه اون بچه هم اينو بفهمه به قدرت بيماري اش فكر نميكنه به قدرت شادي اميد و زندگي ميانديشه
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 7:12 توسط بابای بنیامین موچولو
|
من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !