ماردانی ساکت با نگاههای عمیق که کورسویی از امید هم درچشمشان نیست دل آدرم را میسوزاند آنقدر سخت است که درد خودت را فراموش می کنیولی همه اینها آن روی سکه اند و امید روی دیگرش و زندگی جاری است . درد ها رو ببین و به درمانها بیاندیش ای برادر تو همه اندیشه ای ...
آری آری زندگی زیباست
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت .
چرا نگاه ساکت یک کودک بیمار باید تو رو هم ساکت کنه هنر اینه که برق شادی رو به تو نگاه ساکت اون کودک بیمار و والدینش بیاری با حرفی حدیثی و امیدی زندگي همه اون چيزيه كو دلت ميگذره حتي اگه اون بچه هم اينو بفهمه به قدرت بيماري اش فكر نميكنه به قدرت شادي اميد و زندگي ميانديشه