آنالار گونو مبارک
روز مادر مبارک یه مطلبی توی وبلاگ اریک دیدم که دلم گرفت و اشکم رو در آورد من هم خرم ها عین دختر بچه های چهار ده ساله زرتی می زنم زیر گریه نوشتم که :
لذت یک لحظه مادر داشتن اسم یه شعره که یادم نمیاد کی گفته ولی نوشته تو منو یادش انداخت یه جایی پسره فکر میکنه اگه بهشت خوبه ... آره نمیدونم چرا همه دوست داریم بریم بهشت ولی هیچکدوم دوست نداریم بمیریم خنده داره . اریک مادر بودن یه فلسفه است یه مرامه یه دینه مادر بودن ارزشمنده چون مادر بودن خیلی خیلی خیلی نزدیکه به آدم بودن ولی اریک مادر یه بچه معلول بودن از آدم بودن هم فراتره وقتی می بینی بچه هایی رو که میدوند میپرند و شادی میکنند جگرت برای خودت کباب میشه که بچه ات یه گوشه ای افتاده وقتی نمیبینه وقتی نمیشنوه وقتی بهت نمیگه مامان و همه چیز رو با چشماش حالیت میکنه وقتی مثل خواهر زاده های تو عقلش نمیرسه که همه شکولاتش رو به رفیقش تعارف نکنه چون حتما خودش بی نصیب میمونه و دوباره بیاد بگه بابا مینا گشنه است یکی دیگه میخواد چون همه شکولات منو خورد وقتی که خوت یه دل سیر باباش حرف نزدی از خوت و خودش و همه حرفت شده بنیامین و قتی بابا می گه کمی هم به خوت برس شاد باش و بغض گلوش رو میگه آخه چند سالیه که ادای شاد بودن رو ...bye
من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !