اميد ، ياس to be or not to be آره مسئله اين است
چند روز پيش وقتي بنيامين بيمارستان بود دوستي تماس گرفته بود كه وبلاگتو ديدم. بعد كمي صحبت كرديم وايشون گفتند كه مرد حسابي جوري مي نويسي و حرف مي زني كه انگار داشتن يك بچه معلول و كودن خوشايند ترين اتفاق دنياست . حالا دو حالت داره تو يا خودت اين مشكل رو نداري يا خودتو زدي به اون راه گفتم حق با شماست شايد من اشتباه ميكنم بايد كمي فكر كنم اين چند روز فكر كردم و چيزي ننوشتم دوست خوبمون سمانه هم توي نظرات مطلبي نوشته بود كه بيشتر تهييجم كرد فكر كردم خوب راست ميگه هر از چندي سپيده هم وقتي خسته ميشه همينو مي گه با خودم گفتم پسر تو دوست نداشتي بنيامين هم مثل بچه هاي ديگه به موقع رشد عادي داشته باشه و براي آموزش ساده تريتن كارها مجبور نباشي ساعتها وقت بگذاري دوست نداشتي قلبش سالم بود و.... بقيه توي ادامه مطلب



من بنیامینم یک کوچولوی مونگول یا (سندرم دانی) خنده داره نه ؟ آخه من شبیه موغولهام , ما زیادیم ,خیلی زیاد , توی همه دنیا پخش شدیم , فکر کنم بچه های اصلی آدم و حوا ما هستیم !